راز بقـــــا
10 عنوان از خطرناکترین حیوانات دنيـــا
اگر بعد از دیدن فیل مهربانی مانند
دامبو قصد دارید شما هم یک فیل داشته باشید بد نیست با من به قلب مراتع
آفریقا بیایید. احتمالا با دیدن این فیلهای کمی خشن! از تمام تصمیمات خود
در مورد داشتن یک فیل پشیمان می شوید. البته اگر عاج های فوق العاده تیز و
خطرناک سوراختان نکرده باشد و یا یک فیل 16000 پوندی بغلتان نپریده باشد!
در هر حال بد نیست بدانید سالانه 500 نفر توسط فیلها کشته می شوند. خدا
نكند كه شما یکی از آنها باشید!

این کوسه غول آسای سفید بسیار موجود بی
جنبه ای است. از عکس گرفتنش می توانید این را بفهمید. جوری عکس گرفته که
خود را خشن نشان دهد. اما کلا ما دست اندرکاران راز بقا او را بیشتر
انسانی ببخشید کوسه ای عاشق می پنداریم. او عاشق بوی خون است. هر جا که
بوی خون در آب به مشام برسد در چشم بر هم زدنی آنجاست و در چشم بر هم زدنی
قیامت کبری را بر پا می کند. اگر در چنین موقعیتی بودید دیگر بی خیال
شوید. وقتی او بوی خون را احساس کند دیگر راه فراری نیست. در تفکر کوسه
ای! هر چیزی که تکان بخورد باید زير آرواره ها کشته و خورده شود!

این حیوان گربه ای ملوس است که ممکن
است سوالات زیادی را در ذهن شما ایجاد کند. ما هنوز نمی دانیم کجای این
حیوان خطرناک تر است. دندانهای برنده او؟ حملات برق آسای او؟ پنجولهای تیز
و خرد کننده او؟ گرسنگی همیشگی او؟ نمی دانم اما می دانم این شیر آفریقایی
اعصاب درست و حسابی ندارد. بهتر است به سراغ حیوان خطرناک بعدی برویم.

حواستان کجاست؟ وقتی با برنامه
سازان برنامه راز بقا به دریاچه های آب شور استرالیا آمدید باید مواظب
باشید که یک کروکدیل آب شور استرالیایی را با یک کنده چوب خشک اشتباه
نگیرید! این حیوانی که می بینید ممکن است بسیار رومانتیک شما را به دندان
بگیرد و بعد از غرق کردن شما، شما را تکه تکه کند و میل نماید. شما هم که
بدون شك خوشــــــــــــــــــمزه ايد!

راستش این بار باید به عمق ابها
برویم و این ماهی ژلاتینی زیبا را ببینیم. اگر توانستید از دست کوسه سفیدی
به آن مرگباری فرار کنید اصلا مغرور نشوید. این ماهی ژلاتینی که چهره ای
معصوم به خود گرفته است آنقدر شیطان صفت است که فکر می کنم هر هفت حیوان
قبلی هم از او بترسند. او 60 شاخک دارد که هر کدام 15فوت طول دارد. در هر
شاخک به زیبایی 5000 هزار تیغ سمی دارد. اگر وزغ زهر افکن 10 انسان را از
بین می برد این ماهی 60 انسان را از پای در می آورد.

کبری آسیایی نوعی مار است و هیچ
ارتباطی با انسانها و تصمیم کبری ندارد! او دیگر مظهر نیش زدن است. سالانه
50 هزار مرگ در جهان اتفاق می افتد که قسمت عمده ای از آن به دست این مار
اتفاق می افتد. وقتی با چنین ماری روبرو شدید که راه فراری برای نیشهای
فوق مرگبار او نداشتید آن وقت اذعان می کنید که چرا در بین مارها او را
خطرناکترین می نامند.

در فرهنگ رازبقایی ما گفته شده است
که به هیچ عنوان به این عنوان نزدیک نشوید اما ما و شما قصد داریم نگاهی
به آن بیاندازیم. پشه ها اغلب فقط باعث ایجاد خارش می گردند اما همین ها
هستند که باعث انتقال بیماری مالاریا هم می شوند. انگل هراسناک مالاریا
پشت هر مالاریا دیده ای را می لرزاند. اما اگر بدانید سالانه 2 میلیون نفر
بر اثر نیش این بلایای کوچک می میرند شاید شما هم قدري بترسید.

عنوان هشتم به یک حیوان سفیدرنگ و
خوش خوراک و زیبا تعلق دارد. او را در قطب یافتیم. اگر بخواهیم به برنامه
غذایی او اشاره کنیم باید به صبحانه مقوی او اشاره کنیم. راستش فکر می کنم
اگر من هم هر صبح یک فیل دریایی ( فوک ) می خوردم از این هم خطرناک تر می
شدم. خطاب به دوستان علاقه مند به هیجان توصیه می کنم توله های آن را اذیت
کنید. احتمالا بعد از اصابت پنجه خرس به سرتان و احتمالا ترکیدن مغزتان
هیجان زیادی احساس می کنید.

احتمالا شما هم هوس نمی کنید که با
این بوفالو ي تو دل برو شوخی کنید. گول هیکل ورزشکاری او را نخورید! قدرت
اصلی او در شاخهای تیز و قدرتمند اوست. شما به سختی می توانید یکی از این
حیوانات را خشمگین کنید اما در این صورت زیاد به ادامه زندگی امید نداشته
باشید!

عنوان دهم می رسد به وزغ زهرافکن ( Poison Dart Frog ). این وزغ بسیار زیباست و شما می توانید آنها را در دریاچه ها بیابید اما عجله نکنید. احتمالا اگر آنها را از نزدیک دیدید شاید اصلا نفهمید كه بهمين سادگي خانواده ای را عزادار کرده اید. سمی که از پشت این وزغ خارج می گردد به سرعت شما را نابود می کند. البته نه شما بلکه این این سم عصبگرا برای از میان برداشتن 10 انسان کافی است! تا شما باشید که با این حیوان بد تركيب کاری نداشته باشید!
داستان نویس انگلیسی(۱۸۶۷،۱۹۳۱) وی برای آنکه ثابت کند آب شهر پاریس از نظر بهداشتی کاملا سالم است، یک لیوان از آن را خورد و در اثر تیفوئید ناشی از آن در گذشت!
۲) آگاتوکلس:
(خودکامه سراکیوز ۳۶۱، ۲۸۹ ق.م) در اثر قورت دادن خلال دندان خفه شد.
۳) آلن پینکرتون:
(موسس آژانس کارآگاهی آمریکا ۱۸۱۹، ۱۸۸۴) هنگام نرمش صبحگاهی به زمین خورد و زبانش لای دندان ماند و زخم شد و در اثر قانقاریای ناشی از این زخم درگذشت.
۴) آیزادورا دانکن:
(رقاص آمریکایی ۱۸۷۸، ۱۹۲۷) هنگامی که در اتومبیل بود، شال گردن بلندش به چرخ عقب اتومبیل گیر کرد و گردنش شکست و خفه شد.
۵) اسکندر کبیر:
(پادشاه مقدونی ۳۵۶ ،۳۲۳ ق.م) به دنبال دو روز میگساری و عیاشی در اثر تب درگذشت.
۶) الکساندر:
(پادشاه یونان ۸۹۳،۱ ۱۹۲۰) یک میمون خانگی گازش گرفت و در اثر عفونت خون در گذشت.
۷) تامس آت وی:
(نمایشنامه نویس انگلیسی ۱۶۵۲، ۱۶۸۵) مرد فقیری بود. به دنبال روزها گرسنگی سرانجام یک گیته به دست آورد و با آن یک دست پیچ گوشت خرید و از شدت ولع همان لقمه دهان پرکن اول گلو گیرش شد و خفه اش کرد!
۸) تامس می:
(مورخ انگلیسی ۵۹۵،۱ ۱۶۵۰) بر اثر بلعیدن غذای زیادی، خفه شد.
۹) جان وینسون:
(ماجرا جوی بریتانیا ۱۵۵۷، ۱۶۲۹) وی در ۷۲ سالگی از اسب به زمین افتاد و میخی وارونه بر زمین افتاده بود، در سرش فرو رفت.
۱۰) جروم ناپلئون بناپارت:
(آخرین بناپارت آمریکایی ۱۸۷۸، ۱۹۴۵) در سنترال پارک نیویورک، پایش به زنجیر سگ زنش گرفت و افتاد و در اثر زخم های حاصله در گذشت.
۱۱) جورج دوک کلارنس:
(انگلیسی ۱۴۴۹،۱۴۷۸) به دستور برادرش ریچارد سوم در خمره شراب خفه شد.
۱۲) جیمز داگلاس ارل مورتون:
(۱۵۲۵،۱۵۸۱) بوسیله دستگاهی شبیه گیوتین که خودش آن را به اسکاتلندیان معرفی کرده بود، سر بریده شد.
۱۳) رودولفونی یرو:
(ژنرال مکزیکی ۱۸۸۰، ۱۹۱۷) اسبش در شن روان گرفتار شد و سنگینی طلاهایی که به همراه داشت باعث فرو رفتن به درون ماسه شد.
۱۴) زئوکسیس:
(نقاش یونان قرن پنجم ق.م) به تصویری که از یک ساحره پیر کشیده بود آنقدر خندید که یکی از رگ هایش پاره شد و مرد!
۱۵) ژراردونرال:
(نویسنده فرانسوی ۱۸۰۸ ،۱۸۵۵) با بند پیشبند، خودرا از تیر چراغ برق خیابان حلق آویز کرد.
۱۶) فرانسیس بیکن:
(۱۵۶۱،۱۶۲۶) براثر گرفتاری در یک سرمای ناگهانی گرفتار شد و درگذشت.
۱۷) فالک فیتز وارن چهارم:
(بارون انگلیسی ۱۲۳۰، ۱۲۶۴) در بازگشت از یک جنگل، اسبش در باتلاق افتاد و فالک که زره پوشیده بود، در درون زره اش خفه شد.
۱۸) کلادیوس اول:
(امپراتور روم ۵۴ ب م. ۱۰ ق.م) با یک پر آغشته به سم خفه شد.
۱۹) کنت اریک مگنوس آندرئاس هرس ستنبورگ۱۸۶۰، ۱۸۹۵)
این انگلیسی در اثر خشم ناشی از مستی، با سیخ بخاری به دوستش حمله کرد، اما خودش توی بخاری افتاد و سوخت.
۲۰) گریگوری یفیموویچ راسپوتین:
(۱۸۷۱،۱۹۱۶) وزنه ای به بدنش بستند و در رود نوا غرقش کردند.
۲۱) لایونل جانسن:
(شاعر انگلیسی ۱۸۶۷ ،۱۹۰۲) از روی چهارپایه پشت بار به زمین افتاد و در اثر زخمهای حاصله در گذشت.
۲۲) لنگی کالیر:
(کلکسیونر آمریکایی ۱۸۸۶،۱۹۴۷) در خانه خود و در تله ای مهلک درگذشت. تله را برای دستگیری دزدان کار گذاشته بود.
۲۳) مارکوس لیسینیوس کراسوس:
(سیاستمدار رومی ۱۱۵، ۵۳ ق.م) این رهبر بدنام و صراف رمی به دست سربازان پارتی با ریختن طلای مذاب در حلقش درگذشت.
۲۴) هنری اول:
(پادشاه انگلیسی ۱۰۶۸،۱۱۳۵) در اثر افراط در خوردن مارماهی دچار ناراحتی روده شد و مرد.
۲۵) یوسف اشماعیلو:
(کشتی گیر ترک) بر اثر سنگینی طلاهایی که به کمرش بسته بود در دریا غرق شد. چون نتوانست به راحتی شنا کند.
ریه هایی جدید برای زمین سبز

وزیر محیط زیست اسپانیا، طرحی را برای کاشت 45 میلیون درخت در این کشور اعلام کرده است.
هدف این پروژه توقف پدیده گسترش بیابان ها و کاستن از عواقب تغییرات آب و هوایی است.قرار است 60 هزار هکتار - معادل 80 هزار زمین فوتبال - درختکاری شود.
هدف این برنامه عظیم درختکاری، کاهش میزان دی اکسید کربن موجود در هواست، گازی که گرمایش زمین را سبب می شود.دولت اسپانیا تخمین می زند که این تعداد درخت در دراز مدت می تواند سه و نیم میلیون تن دی اکسید کربن جذب کند.کاشت درخت ها همچنین راهی برای جلوگیری گسترش بیابان ها و فرسایش خاک است.
گروه های محیط زیست می گویند رشد بیابان ها یک سوم خاک اسپانیا را تهدید می کند. همچنین در دوره ای که اسپانیا با مشکلات جدی اقتصادی روبروست، انتظار می رود این پروژه سه هزار شغل ایجاد کند.این نخستین طرح بلندپروازانه زیست محیطی نیست که در اسپانیا اعلام می شود. دولت محلی در منطقه کاستیا لا مانچا اخیرا قول داد 20 میلیون درخت بکارد. پایتخت اسپانیا نیز گفته است که قصد دارد باغ های عمودی و معلق ایجاد کند.
|
آشنایی با ساموئل مارتین جردن، مدیر آمریکایی دبیرستان البرز |
و دلیل نامگذاری خیابان جردن تهران
جردن
عکس یادگاری در مقابل مک کورمیک هال، در سال ۱۳۰۹ هجری خورشیدی
دکتر ساموئل مارتین جردن (به انگلیسی: Samuel M. Jordan) از سال ۱۸۹۹ تا سال ۱۹۴۰ ریاست کالج آمریکایی تهران (دبیرستان البرز) را به عهده داشت. او بانی و سازنده دبیرستان البرز و مدرسه دخترانه آمریکایی تهران است.
جردن در سال ۱۸۷۱ میلادی در نزدیکی شهر یورک در پنسیلوانیا بدنیا آمد. پس از تحصیل در دبستان و دبیرستان در سال ۱۸۹۵ میلادی از کالج لافایت درجه B.A (لیسانس) گرفت. در سال ۱۸۹۸ درجه استادی علوم الهی (ام.ا) از دانشگاه پرینستون را دریافت کرد. در سال ۱۹۱۶ کالج لافایت او را با درجه D.D (دکتر در حکمت و فلسفه) شناخت و در سال ۱۹۳۵ میلادی از کالج واشنگتن و جفرسون بدرجه�" دکترای حقوق نائل شد.
دکتر جردن در سال ۱۸۹۸ میلادی (۱۲۷۸ خورشیدی) به ایران آمد و یک سال بعد ریاست مدرسه را به عهده گرفت .در سال ۱۹۱۳ میلادی (۱۲۹۲ خورشیدی) با راهاندازی کلاسهای باقیمانده دوره دوازده ساله دبیرستان تکمیل گردید. در سال ۱۹۱۸ میلادی (۱۲۹۷ خورشیدی) اولین ساختمان شبانهروزی که در آن زمان، مک کورمیک هال (Maccormick Hall) نامیده میشد و یک ساختمان دیگر پایان یافت.
به پاس خدمات فرهنگی وی در کالج البرز، دو مدال و نشان به او عطا کرد:
� در سال ۱۳۰۰ هجری خورشیدی، وی یک قطعه نشان و مدال درجه دوم علمی
� بار دیگر در سال ۱۳۱۹ هجری خورشیدی، وی و خانمش به دریافت نشان درجه یک علمی دیگر مفتخر شدند.
دکتر جردن، در سال ۱۳۱۹ هجری خورشیدی از ایران رفت.
دکتر جردن پس از بازگشت به آمریکا، در سال ۱۳۲۳ هجری خورشیدی، دوباره به ایران آمد و مورد استقبال شاگردان و مریدانش قرار گرفت. او ایران را وطن دوم خود می نامید و همواره از آن به نیکی یاد میکرد. وی در سال ۱۳۳۳ هجری خورشیدی، در ۸۱ سالگى در آمريكا در گذشت.
در سال ۱۳۲۶ هجری خورشیدی، مراسمی به یاد او و برای بزرگداشت او در تالار دبیرستان البرز برگزار شد و نیم تنه سنگی وی را که استاد ابوالحسن صدیقی تراشیده بود، در کنار در ورودی آن نصب کردند. این پیکره بعدا به کتابخانه دانشگاه صنعتی امیرکبیر منتقل گردید.
بزرگراه آفریقا در شمال تهران، در زمان رژیم گذشته، به یادبود وی خیابان جردن نام گرفته بود، نامی که هنوز هم بطور غیر رسمی کاربرد دارد.
کتابی به نام "روش دکتر جردن" به قلم شکرالله ناصر در دیماه ۱۳۲۳ در تهران منتشر شده که در آن به شیوه کار وی و اداره دبیرستان پرداخته است.
از خاطرات و کلمات دکتر جردن
� "من میلیونر هستم زیرا هزارها فرزند دارم که هر کدام برای من، برای ایران و برای دنیا میلیونها ارزش دارند."
"بچهها مملكت شما سابقه�" درخشانى داشته است. بازگشت به آن روزگار درخشش بستگى به همت و شجاعت و كوشش شما دارد. اميدوارم حرف من در گوش و قلب شما باشد و براى ملت و كشورتان مفيد واقع شويد."
برای دروغ ده شاهی کفاره تعیین کرده بود.
اگر در جیب کسی سیگار پیدا میشد یک تومان جریمه داشت.
اگر از دانشآموزى سئوالى مىكرد و او بلد نبود، مىگفت: "كل�`ه به كار، كدو كنار."
میگفت " سیگار لوله بی مصرفی است که یک سر آن آتش و سر دیگر آن احمقی است!"
لوطى را در معنايى منفى ـ در مايه�" الواط ـ به كار مىبرد و مىگفت: "غيرت، همت، زحمت، كار، كوشش: اينها به آدمآباد مىرسد. سستى، بىحالى، كارنكردن، بارى به هرجهت بودن به لوطىآباد مىرسد."
کتاب رکورد های جهان , گینس
کتاب رکورد های جهان گینس،پر شمارگارترین کتاب است که به تازگی در 5/3 میلیون نسخه به چاپ رسید پر شمارگان ترین کتابهای دنیا می باشد .
چاپ جدید کتاب گینس بسیار کامل است و رکوردهایی در مورد اینترنت رایانه ای و موسیقی در آن تثبیت شده است. در این کتاب رکوردهای مورد علاقه جوانان از جمله بلند ترین ناخن، بلند ترین زبان و... نوشته شده است. کتاب رکوردهای جهان گینس تا کنون به 37زبان دنیا ترجمه شده و بیش از 94 میلیون نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رسیده است
آتلانتیس (به یونانی: Ἀτλαντὶς νῆσος)، در اسطورههای یونان، جزیرهای افسانهای در آن سوی ستونهای هرکول در اقیانوس اطلس است. حدود ۳۵۰ سال قبل از میلاد ' افلاطون در رسالهای تیمائوس (Timaeus) چنین نوشت : «۱۲ هزار سال پیش از این جزیرهای بودهاست بزرگ با تمدنی ستایش انگیز موسوم به آتلانتیس که...» به این ترتیب نام قاره آتلانتیس برای نخستین بار بر قلم افلاطون جاری شد و به زودی بر سر زبانها افتاد . وی در رساله دیگری به نام کور تیاس (Critias) شرح بیشتری از قاره اتلانتیس و تمدن ان نوشت «اتلانتها افزون بر ۲۰ میلیون نفر بودند که در جزیرهای خوش اب وهوا به وسعت ۱۵۴ هزار مایل مربع زندگی میکردند در جنگلهای انبوه اتلانتیس انواع جانوران بزرگ وکوچک میزیستند و شهرهای اباد ان با ساختمانهای عظیم با شکل هرم درخشش نور بود و مرمر ...» مطابق گزارش افلاطون «... بر این سرزمین اطلس حکومت میراند که مردم او را ستون اسمان میدانستند و در مرکز جزیره در بزرگداشت اطلس معبدی با شکوه ساخته بودند که دیوارهای عظیم داشت و درهای ان تزیین یافته بود از سنگها و فلزات قیمتی در زیر تابش نور خورشید همچون الماس میدرخشید .» افلاطون ادامه میدهد :«مقدس ترین حیوان در نزد مردمان اتلانتیس گاو نر بود که مظهر قدرت بی شمار میرفت و به عنوان برترین هدیه به پیشگاه اطلس با مراسمی شکوهمند در برابر معبد بزرگ قربانی میشد تا فوران خون سنگهای مرمر را رنگ امیزی کند .» به نوشته افلاطون :" در قاره اتلانتیس شهرها به شکلی هندسی و زیبا ساخته شده بودند و کانالهای اب که همچون رگها در بدن به هر سو امتداد داشتند مزرعهها و باغها را سیراب میکردند . اساس فرهنگ و تمدن این مردمان سعادتمند همانا برادری و صفات عالی انسانی بود. اما چون قدرت ایشان روز افزون شد به تدریج شروع به دست درازی به دیگر سرزمینها کردند افلاطون میگوید :روح احساس و کمک در انها دیگر از بین رفته بود انها اعتقاد و ایمان خود را از دست داده بودند انها با سپاهیانی بی شمار قصد فتح اتن و سرزمینهای شرق را داشتند . اما زئوس طوفانی بر انها نازل کرد . مجازاتی که به هیچ وجه قابل تصور نبود . افلاطون در این باره نوشت «طوفان سبب زمین لرزه و سیلهای بزرگی شد که به مدت یک شبانه روز به شدت ادامه داشت وقتی دریا جزیره آتلانتیس را به زیر خود فرو برد و ناپدید گشت» افلا طون تردید داشت که هرگز نشانهای از این سرزمین گمشده به دست اید .او نوشت «اقیانوس در ان نقطه به مکانی غیر قابل عبور و جستجو تبدیل شده است». به این ترتیب و به روایت افلاطون تمدن اتلانتیس در اغاز شکوفایی نابود میشود و سه نیروی سهمگین طبیعت یعنی : اتشفشان و زلزله و طوفان با چنان شدت و خشونتی بر پیکر اتلانتیس میتازد که تصور ان نیز لرزه بر پیکر ادمی میاندازد .این واقعه در سال ۳۵۰۰قبل از میلاد روی میدهد . جزیره اتلانتیس به لرزه در میاید ; زمین از هر سو شکاف بر میدارد و تکه تکه میشود . از قلههای کوه اتش فوران میکند و تکههای مذاب همچون باران مرگ بناها را هدف قرار میدهد . سپس خاکستری داغ همه فضا را تیره و تار میکند و بر سراسر جزیره فرو میبارد تا ... سرانجام چنان کند که آتلانتیس در زیر پردهای سنگین مدفون شود وبه افسانهها بپیوند د . چون افلاطون در گذشت ; اتلانتیس هم از یادها رفت و دیگر کسی سراغ ان جزیره اسرارامیز را نگرفت جز انکه نا مش برای دریای اتلانتیک (واقع در میان سه قاره افریقا اروپا وامریکا) باقی ماند .اما جست و جو گران و دوستداران تاریخ و گذشته زمین با مطاله رسالههای افلا طون در اندیشه جزیرهای فرو میرفتند که در ان مردمی لایق و هوشمند زندگی میکردند و همواره پرسش این بود که اتلانتیس در چه نقطه ا ی قرار داشته و علت واقعی نابودی ان چه بودهاست ؟ ایا چنین تمدنی واقعیت داشته یا افلاطون از رویاهای خود سخن گفته است؟ این تردیدها از انجا قوت میگرفت که اتلانتیس در زبان مصریان باستان به معنی «جزیره بی نام» است و یونانیان باستان نیز علاقه وافری به سرزمینهای اساطیری و داستانهای مربوط به اسطورهها والههها داشتهاند . بنابراین رساله افلاطون میبایستی درباره یک ارمانشهر در جزیره ا ی موهوم میان دریای اساطیری باشد . یک فرض دیگر این بود که افلاطون از تمدنی سخن به میان اورده که نشانهها و چگونگی ان را از زبان دریا نوردان شنیده و خودش چیزهای زیادی به ان افزودهاست. یونانیهای دوره باستان بر این باور بودند که انتهای دنیا صخره عظیمی است در جایی که «ستون هرکول» قرار دارد ! و این ستون همان تخته سنگهای بس بزرگی است که در دو سوی تنگهای بین دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس (تنگه جبل الطارق) واقع است .دریا نوردان کشورهای حوزه مدیترانه هرگز جرات نمیکردند از این تنگه بگذرند و خود را به دریاهای ازاد و اقیانوسها برسانند ; اما گاه پیش میامد که کشتیهای کوچک به دست امواج خروشان به اقیانوس اطلس کشیده میشدند و از دهانه تنگه میگذشتند . در این صورت دریانوردهایی که میتوانستند خود را نجات دهند و دوباره به وطن بازگردند حکایتهای شگفت اوری از سرزمینهای سرشار از نعمت و اسایش در ان سوی ستون هرکول تعریف میکردند که بیشتر به افسانه پردازی شباهت داشت تا واقعیت ! ولی افلاطون با جمع اوری اطلاعات و مشاهدات دریانوردها اعتقاد یافته بود که در ان سوی تمدن حوزه مدیترانه تمدن دیگری در جزیرهای میان ابهای خروشان اقیانوس وجود دارد که همان اتلانتیس است . به گمان دانشمندان انچه افلاطون نشانی داده میتواند تمدنی باشد متعلق به دوران پارینه سنگی واقع در منطقهای که در ان یخ بندان وجود نداشتهاست . جست و جوی دانشمندان و کنجکاوی انها برای دستیابی به سرچشمه تاریخی اتلانتیس تا امروز ادامه داشتهاست . انسان با تکیه بر علم واطلاعات خود میخواهد سرانجام در یابد که «اتلانتیس مدفون شده» به طور دقیق در چه نقطهای قرار داشته و کجا میتواند بوده با شد . ایا اتلانتیس قاره ایست تقسیم شده ؟ ایا اقلیمی است غروب کرده در مثلث برمودا ؟ با توجه به نشانههایی که افلا طون در رسالههای خود به دست دادهاست چنین گمان میکنند که جزایر «آ زور» باید از بقایای قاره گمشده اتلانتیس باشد . این جزایر همچون حلقهای به همدیگر در اقیانوس اطلس قرار دارند و بر اساس شواهد و مدارک موجود در حدود ۲۲۰۰ سال پیش از میلاد با شرارههای بر کشیده از قله یک اتشفشان سهمگین و زلزله پس از ان تکه چاره شدهاند . اوتوهنریخ موک که مهندس اتریشی بود و علاقه وافری به تاریخ و جغرافیا داشت کتابی تحت عنوان «راز اتلانتیس» نوشت که شهرتی جهانی یافت و بار دیگر اتلانتیس را بر سر زبانها انداخت . انتشار این کتاب در سال ۱۹۷۶ بود و به اعتقاد نویسنده ان جزیره اتلانتیس نه فقط وجود داشته و دستخوش یک بلای سهمگین طبیعی شده بلکه بازماندگان فاجعه اتلانتیس به سواحل امریکای جنوبی و شمالی و افریقا و اروپا افتاده و به هر سرزمینی که رسیدهاند دانش خود را از شهر سازی و معماری به کار بستهاند تا بناهای عظیم و معبدهای با شکوه و قصرهای بزرگ مانند انچه که خود در اتلانتیس داشتند بسازند . بناهایی همچون اهرام مصر و معبدهای مایا وازتک و... بر اساس فرضیههایی که موک ارایه میدهد بسیاری از تمدنهای دوره باستان از دسته دوم بوده و همگی زاییده یک تمدن مادر به نام اتلانتیس هستند ! زیرا این غیر ممکن است که به طور تصادفی تمدنهای مشابهی در دورترین نقاط گیتی به وجود اید و بخصوص معبدهایی به شکل هرم در هزاران کیلو متر دور از هم (بین النهرین و حاشیه رود نیل و سواحل قاره امریکا و...) ساخته شود . موک حتی معتقد بود که بازی «پلوتا» که در میان اهالی باسک (اسپانیا) رواج دارد همان بازی رایج در تمدنهای مایا و آزتک است و ریشه در فرهنگ سرخپوستان امریکای جنوبی دارد . به گفته موک : زلزله و طوفان هولناکی که ۱۲ هزار سال قبل از میلاد در اقیانوس اطلس روی داد نه تنها تمدن درخشان اتلانتیس را از میان برد بلکه دامنه امواج خروشان ان همه خشکیهای زمین را در بر گرفت و چنان کرد که در کتابهای اسمانی «توفان بزرگ» نام گرفت و ۴۰۰۰ سال از ان طوفان سپری شد تا یک بار دیگر تمدنهای انسانی در اینجا وانجای جهان جوانه بزنند . فرضیههای موک را دانشمندان علم زمین شناسی چنین توجیه میکنند که زلزلههای شدیدی که در کف اقیانوسها رخ میدهد میتوانند چنان لرزش و هیجان شدیدی در ابهای اقیانوس به وجود اورند که موجهای بسیار عظیم به پا شود و همه چیز را در ساحل به کام خود بکشد . در تابستان سال ۱۹۲۰ زلزلهای در منطقه شمال فرانسه (نرماندی) رخ داد که گرچه بیش از چند ثانیه طول نکشید اما تکانهای ان به اقیانوس اطلس و جزایر آزور (Azor) کشیده شد و شهر ساحلی تاپال را ویران کرد . بنابراین طوفانهای عظیم دریایی همچنان که شهرها و تمدنها را به کام خود میکشند میتوانند انچه را که بلعیدهاند بار دیگر از کف اقیانوسها بالا بیاورند و در ان صورت است که ما شاهد پیدا شدن ستو نهای عظیم سنگی و دروازهای بزرگ و گنجها و... خواهیم بود . ایا ممکن است روزی اتلانتیس دوباره از زیر اب خارج شود و بر اثر انقلابهای دریایی بقایای تمدن درخشان اتلانتیس بر روی ان بیاید تا بتوانیم شهرها و معبدها و قصرها را مشاهده کنیم؟ افسانه اتلانتیس شاید روزی با کشف بنای تاریخی به زمان ما پیوند بخورد و رویای دیر پای انسان سرانجام به واقعیت برسد . شاید هم اتلانتیس ارمانشهری است ساخته وپرداخته خیال . به هر روی اگر اتلانتیس بهشت گمشدهاست یا جهنم مدفون شده در اعماق اقیانوسها تا به امروز فکر ادمی را به خود مشغول داشته و فرهنگ ومشخصات ان سینه به سینه پیش امده و هنوز وهمچنان با انسان سخن میگوید . ولی از جذاب ترین و معروف ترین افسانهها و رموز کره خاکی وجود تمدنی با تکنولوژی فوق بشری است که حدود ۱۱۰۰۰ سال پیش در جزیرهای بزرگ به نام آتلانتیس زندگی میکردند از آتلانتیس بارها در کتب تاریخ باستان نام برده شده اما کسی که اندیشه وجود آتلانتیس را در طی سالهای متمادی از گزند فراموشی حفظ کرد فیلسوف نامی یونانی افلاطون (۳۴۷ سال پیش از میلاد) شاگرد تیزهوش سقراط بود وی نحقیقات زیادی در رابطه با آتلانتیس انجام داد و موفق به ایجاد نقشه مدوری از محل تقریبی آتلانتیس شد وی همیشه بر این اعتقاد استوار بود که شهر افسانهای آتلانتیس به راستی روزی وجود داشتهاست . افلاطون در تحقیقان خود از منابع مختلفی از جمله منابع دریانوردی باستان و داستانهای افرادی که آتلانتیس را مشاهده کرده بودند استفاده کرد البته تحقیقات افلاطون هیچ گاه مورد اعتماد قرار نگرفت تا روزی که یک دریانورد هلندی از روی نقشههای افلاطون موفق به کشف ویرانههای شهری در زیر اقیانوس شد
نخستین فرد ساکن این جزیره، اونور، با لئوکیپه ازدواج کرد و صاحب یک دختر به نام کلیتو شدند. خدای حامی جزیره، پوسیدون عاشق کلیتو شد و کلیتو از او پنج جفت پس دوقلو به دنیا آورد. پوسیدون جزیره را بین پسرها قسمت کرد و پسربزرگتر اطلس را پادشاه جزیره کرد. از این جزیره در نوشتههای افلاطون یاد شدهاست.[۱]
ادامه مطلب...
پس از كاكا، هموطن او رونالدینیو كه در بارسلونا بازى مى كند حضور دارد. در این لیست كه درآمد سالیانه بازیكنان را مشخص مى كند فرانك لمپارد و جان ترى در رده هاى بعدى قرار دارند.
در ادامه نام ۱۰ بازیكن اول این فهرست آمده است :
كاكا (میلان) ۶.۶ میلیون پوند
--
رونالدینیو (بارسلونا) ۶.۳۴ میلیون پوند
--
، فرانك لمپارد (چلسى) ۶.۰۴ میلیون پوند
--
، جان ترى (چلسى) ۶.۰۴ میلیون پوند
--
، فرناندو تورس (لیورپول) ۵.۸۶ میلیون پوند
--
، آندرى شوچنكو (چلسى) ۵.۷۷ میلیون پوند
--
، میشائیل بالاك (چلسى) ۵.۷۷ میلیون پوند
--
، كریستیانو رونالدو (منچستر یونایتد) ۵.۶۹ میلیون پوند
--
، تیه رى آنرى (بارسلونا) ۵.۶۹ میلیون پوند
--
استیون جرارد (لیورپول) ۵.۶۹ میلیون پوند.


