تبليغاتX
هر چیزی که بخوای
یه نگاه کنی مشتری میشی



toiti
´´´´´´´´´´´´´´¶´¶¶´¶¶
´´´´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶
´´´´´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶
´´´´´¶¶´´´´´´´´...´´´´´´´´´´¶¶
´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶
´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶
´´¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶´¶
´¶´´´´´´´´´´´´´´´´¶´´´´´´´´´´´´´¶
´¶´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´´´´´´´¶
´¶´´´´´´´´´´´´¶¶´¶´´´´´´´´´´´¶´´´¶
´¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶´´´´´´´¶¶¶¶´´´´¶
´¶´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´¶¶´´¶´´´´¶
´´¶´´´´´´´´¶¶¶¶¶´¶´´´´´¶¶¶¶¶¶´´´¶
´´¶¶´´´´´´´¶´´´´´¶´´´´¶¶¶¶¶¶´´´¶¶
´´´¶¶´´´´´´¶´´´´¶´´´´¶¶¶¶´´´´´¶
´´´´¶´´´´´´¶´´´¶´´´´´¶´´´´´´´¶
´´´´¶´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´´¶´´¶¶
´´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶´´¶
´´´´´¶¶¶´´´´´´´¶¶¶¶¶´´´´´´¶
´´´´´´´´¶¶¶´´´´´¶¶´´´´´´´¶¶
´´´´´´´´´´´´¶¶´´´´´¶¶¶¶¶¶´
´´´´´´´´´´¶¶´´´´´´¶¶´¶
´´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´¶´¶¶
´´´´´´´´´¶´´¶¶´´´´´¶´´´¶
´´´´¶¶¶¶¶¶´¶´´´´´´´¶´´¶´
´´¶¶´´´¶¶¶¶´¶´´´´´´¶´´´¶¶¶¶¶¶¶
´´¶¶´´´´´´¶¶¶¶´´´´´¶´¶¶´´´´´¶¶
´´¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´´´¶
´´´¶¶´´´´´´´´´¶´´´¶´´´´´´´´´´¶
´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶

| +| نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:45 توسط omid |


اصطلاحات 1
شماره‌ ايست که به هر کامپيوتر متصل به اينترنت داده می‌شود تا بتوان به‌کمک آن شماره به آن کامپيوترها دسترسی داشت. اين عدد برای کامپيوترهايی که حالت سرور دارند (مثلا سايت‌ها) و نيز کامپيوتر‌های کلاينتی که معمولا به روشی غير از شماره‌گيری (Dial Up) به اينترنت وصل هستند، عددی ثابت و برای ديگران عددی متغير است. مثلا هر بار که شما با شرکت ISP خود تماس گرفته و به اينترنت وصل می‌شويد، عددی جديد به شما نسبت داده می‌شود.
اين عدد يک عدد ۳۲ بيتی (۴ بايتی) است و برای راحتی به‌صورت زير نوشته می‌شود:
xxx.xxx.xxx.xxx که منظور از xxx عددی بين ۰ تا ۲۵۵ است (البته بعضی شماره‌ها قابل استفاده نيست که بعدا علت را توضيح خواهم داد). مثلا ممکن است آدرس شما به صورت 195.219.176.69 باشد. حتی اسم‌هايی مثل www.yahoo.com که برای اتصال استفاده می‌کنيد، در نهايت بايد به يک IP تبديل شود، تا شما سايت ياهو را ببينيد.
در IP معمولا xxx اولی معنای خاصی دارد، که بعدا توضيح می‌دهم... فقط اين را بگويم که اگر به روش Dial Up به اينترنت وصل شويد، معمولا عددی که به عنوان xxx اول می‌گيريد، مابين 192 تا 223 خواهد بود.اين توضيح برای تشخيص کامپيوترهای کلاينت از سرور (حداقل در ايران) بسيار می‌تواند مفيد باشد.
بعد از اتصال به اينترنت برای به دست آوردن IP خود، از دستور IPCONFIG در command prompt استفاده کنيد. (البته يک سری نکات فنی داريم که بعدا می‌گم)

پورت (Port):
در ساده ترين تعريف، محلی است که داده‌ها وارد با خارج می‌شوند. در مبحث هک معمولا با پورت‌های نرم‌افزاری سروکار داريم که به هر کدام عددی نسبت می‌دهيم. اين اعداد بين ۱ و ۶۵۵۳۵ هستند. معمولا به يک سری از پورت‌ها کار خاصی را نسبت می‌دهند و بقيه به‌صورت پيش‌فرض برای استفاده شما هستند. پورت‌های که فعال هستند، هرکدام توسط يک نرم‌افزار خاص مديريت می‌شوند. مثلا پورت ۲۵ برای ارسال Email است، بنابراين بايد توسط يک نرم‌افزار اين کار انجام شود و اين نرم‌افزار بر روی پورت ۲۵ منتظر (فال‌گوش) می‌ماند. اينجا ممکن است شخصی از فلان نرم‌افزار و ديگری از بهمان نرم‌افزار استفاده کند ولی به‌هر حال پورت ۲۵ هميشه برای ارسال Email است.
در پايين ليستی از مهمترين پورت‌ها و کاربردشان را می‌بينيد:
Port Num Service Why it's phun!
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
7 echo Host repearts what you type
9 discard Dev/null
11 systat Lots of info on users
13 daytime Time and date at computer's location
15 netstat Tremendous info on networks
19 chargen Pours out a stream of ASCII characters.
21 ftp Transfers files
23 telnet Where you log in.
25 smpt Forge email
37 time Time
39 rlp Resource location
43 whois Info on hosts and networks
53 domain Nameserver
70 gopher Out-of-date info hunter
79 finger Lots of info on users
80 http Web server
110 pop Incoming email
119 nntp Usenet news groups -- forge posts, cancels
443 shttp Another web server
512 biff Mail notification
513 rlogin Remote login
who Remote who and uptime
514 shell Remote command, no password used!
syslog Remote system logging
520 route Routing information protocol


از ميان اين پورت‌ها شماره‌های ۷، ۱۵، ۲۱، ۲۳، ۲۵، ۷۹، ۸۰، ۱۱۰و ۱۱۹ فعلا برای ما مهم‌ترند و به‌تدريج با آنها آشنا خواهيد شد.

◊ چگونه به يک پورت Telnet کنيم؟

برای اينکه عملکرد يک پورت برای شما روشن شود، بايد به آن پورت Telnet کنيد. (البته معمولا تعدادی از پورت‌هايی را که ممکن است اطلاعاتی مهم را در اختيار هکر‌ها قرار دهند مثل پورت ۷۹ معمولا بسته است و ارتباط با آنها شايد برقرار نشود.) برای telnet کردن در command prompt دستور زير را تايپ کنيد:
telnet hostname portnum
در اين دستور به‌جای hostname شماره ip و يا نام سايت را وارد می‌کنيد و به‌جای portnum شماره پورت و يا معادل آن از جدول. مثلا برای تلنت کردن به پورت ۱۳ که ساعت و تاريخ را به‌دست می‌دهد در کامپيوتری به‌ اسم www.iums.ac.ir مي‌نويسيد:
telnet iums.ac.ir 13
telnet iums.ac.ir daytime
هر دو اين دستورات معادل هم هستند.
تلنت کردن معمولا اولين کاری است که يک هکر برای هک کردن يک سايت انجام می‌دهد، زيرا بعضی از پورت‌ها در صورت بسته نبودن روی آن سرور، معمولا حاوی اطلاعات بسيار مهمی هستند.
همين الان شروع کنيد و مثل يک هکر واقعی به کامپبوتر‌های مختلف و پورت‌های گوناگون تلنت کنيد. مخصوصا اگر پورت ۷۹ (finger) روی يک کامپيوتر باز بود، مرا هم خبر کنيد (-;

◊ تقسيم‌بندی انواع حملات

اولين نکته‌ای که لازم است بگويم اينه که وقت خود را برای هک کردن کامپيوتر‌های کلاينت هدر ندهيد (اگرچه برای افراد مبتدی کار با نرم‌افزاری مثل Sub7 زياد هم بد نيست ولی نبايد زياده‌روی کرد) علت هم اينه که هربار که به اينترنت وصل می‌شوند ip جديدی به‌ آنها اختصاص پيدا می‌کنه و زحماتتون هدر می‌ره (البته برای جلوگيری از اين امر هم روشهايی هست که در آينده ايشالله ميگم).
حالا تقسيم‌بندی:
۱- حمله به روش Denial of Service Attack) DoS)
۲- حمله به روش Exploit
۳- حمله به روش Info Gathering (تلنت کردن يکی از مثالهای آن است که امروز آموختيد)
۴- حمله به روش Disinformation



◊ الفبای هکرینگ

گاهی هکرها در هنگام نوشتن به جای تعدادی از حروف انگليسی معادل‌های قراردادی به کار می‌روند که ليست آنها را در زير می‌بينيد:
0 <= O
1 <= L; I
2 <= Z
3 <= E
4 <= A
5 <= S
6 <= G
7 <= T
8 <= B
| <= L; I
@ <= at (duh)
$ <= S
)( <= H
}{ <= H
/\/ <= N
\/\/ <= W
/\/\ <= M
|> <= P; D
|< <= K
ph <= f
z <= s


مثلا he Speaks می‌شود:
}{3 $|>34|< z
توصيه من اينه که از اين معادل‌ها تا جايی که می‌تونيد استفاده نکنيد. فقط ياد بگيريد که کم نياريد.


| +| نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:43 توسط omid |


اصطلاحات موبایل
EMS
مخفف عبارت Enhanced Messaging Service است . ساختاری برای توسعه SMS می باشد که ارسال ترکیبی از ملودی های ساده (مونوفونیک) ، تصاویر (به صورت پیکسلی یا همان Picture Message) ، اصوات ، تصاویر متحرک و متن قالب بندی شده (تغییر سایز حروف ، یا ایتالیک و بولد کردن آنها) به گوشی های دیگری که دارای قابلیت EMS هستند را ممکن می سازد .

SMS
مخفف عبارت Short Message Service است . امکانی که به کاربران اجازه فرستادن و دریافت پیغام های کوتاه متنی (حداکثر تا 160 کاراکتر) را می دهد .

T9 :
حالت T9 حالتی در نوشتار است که توسط آن گوشی بطور خودکار کلماتی که در حال تایپ است را تشخیص می دهد و آنها را چاپ میکند . بطور کلی این حالت به عنوان غلط یاب نیز معروف است . یعنی در موقع تایپ حالت درست کلمات را حدس میزند و تایپ میکند.

IMEI
مخفف عبارت International Mobile Equipment Identity می باشد . یک قالب واحد برای شماره سریال گوشی های تلفن همراه دیجیتال است .

IrDa یا Infrared Data Association
یک پروتکل ارتباطی برای مسیرهای کوتاه برای انتقال اطلاعات است.
از این نوع استاندارد برای ارتباط بین کامپیوترها و موبایل ها استفاده می شود. البته با پدید آمدن تکنولوژی های جدیدتری مانند Bluetooth استفاده از این استاندارد کمتر شده است.

PIN :

PIN یک شماره 4 رقمی است که به منظور قفل نمودن گوشی تلفن همراه به کار می رود. شماره پیش فرض برای فعال سازی آن 0000 می باشد. مشترک پس از اولین فعال سازی می تواند شماره مزبور را به یک شماره 4 رقمی دلخواه تغییر دهد. در صورت فعال بودن PIN ، هر بار که گوشی خاموش و روشن شود از شما خواهد خواست تا شماره PIN را وارد نمایید.

PUK :

اگر در هنگام فعال بودن PIN سه بار آن را اشتباه وارد نمایید، سیم کارت قفل شده و درخواست PUK می نماید.اگر PUK نیز 10 بار اشتباه وارد شود سیم کارت باطل شده است . پس از صحیح وارد نمودن PUK ، گوشی منتظر دریافت شماره PIN جدید می ماند که با 2 بار وارد نمودن آن، شماره PIN قبلی از حافظه پاک شده و شماره جدید جایگزین آن می گردد.

| +| نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:41 توسط omid |


اصطلاحات انگلیسی
براي حقوق بشر شعار نده. 1. Don't pay lip service to human right.
براي خريد خانه حسابي پياده شده. 2. We paid through the noise to get the house
مثل آب خوردن 3. It is a piece of cake.
اگر دست به دست هم بدهيم و ... 4. Look, if you play ball with me, so come and …
نمي خواهم موي دماغتان بشوم مزاحمتان بشوم5. I'm not going to play goose berry
اجازه بده ببينم چي مي شه6. We'll play it by ear.
پدر نمي فهمه اگر خونسرد نباشي 7. Dad doesn't know if you play it fool.
چرا از فضولي تو كارهاي من دست بر نمي داري.
8. Why don't you stop poking your nose to my business?
كسي را دست انداختن. 9. I'm just pulling his leg.
مي شه اينجا كاري بدون پارتي انجام داد. 10. Can I get a job in here without pulling strings?
دست به دست هم بدهيم. 11. If we put our hands together.
براي روز مبادا نگه داشته ام. 12. I keep it on ice for rainy days.
انگار دوباره خودش را گرفته. 13. He seems to be on his high horse again.
داره نفسهاي آخرش را مي كشه. 14. My grandfather is on his last egg. His race is run.
مجاني هستند. 15. Are those on the house free?
در معرض افتادنم. 16. I'm on the line of failing from final test.
رفتني ام. اجلم فرار رسيده. 17. I think my number is up.
بي خبر آمد. مثل اجل معلق رسيد. 18. He appeared like out of the blue.
بعد از حادثه، الان خطر رفع شده. 19. After a terrible accident, he is now out of woods.
واقعاً مايه عذاب است. 20. It's really become a pain in the neck.
بياد امشب بزنيم بيرون ،حسابي خوش باشيم. 21. Let's go out tonight & paint the town red.
با عرض معذرت ، بد دهنيم را ببخشيد.22. Pardon my French.
گناهها را سعي مي كنند تقصير هم بيندارند.23. They keep passing the buck.
بزن بريم.24. Let's hit the road.
يك نوشيدني خنك الان مي چسبه. 25. A cold drink really hits the spot.
خفه شو. 26. Hold your tongue = shut up
صداتو بيار پائين. 27. Hold you horses = slow down
چرت و پرت مي گي. 28. We are talking about the horse of a different color.
جوش آوردم 30. I got hot under the collar when ….
به نظرمن. 31. In my book = In my idea
فيلم ساعتها ما را از خنده روده بر كرد. 32. The play had us in stitches for hours.
حتماً امتحانم را پاس خواهم كرد. 33. My success in the exams is in the bag.
يك هفته است كه به من احترام نمي گذراد. 34. I've been in the dog hours for a week.
5 هزار دلار توي قرضم. 35. I'm 5 thousands buck in the hire.
تو فكرم كه از گرفتاري، هچل درش بياورم. 36. I have to think of a way to get him off the hook.
هر چي گفت غير رسمي بود، محرمانه بود.37. What he had said was of the record.
در ناز و نعمت است ، در رفاه است38. He is having a life on easy street.
نخود هر آشي است. 39. He has a finger in every pie.
زبانتان را گاز بگيريد 40. Bite your tongue.
موضوع دستگيرم شد. 41. I grasped the matter.
نفسش از جاي گرم بلند مي شود. 42. He is blind to the difficulties.
آن روي مرا دارد بالامي آورد. 43. He roughs me up the wrong way.
غزل خداحافظي خواندن. 44. I prepare to going. Say good bye.
بچه نشو. 45. Act your age.
خالي بند است. 46. He is all mouth and trousers.
شوخي نمي كنم. جدي مي گم. 47. And I don't mean maybe.
يك چيزي بده تا بگم. خرج داره. 48. Answer is a lemon.
شوخي مي كنيد 49. Are you kidding?
پايش لب گور است 50. His race is run.
فرقي نمي كند 51. It makes no odds.
برو پي كارت 52. Get along with you.
عرضه انجام دادن اين كار راندارد 53. He is not in a position to do it.
دستم نمي رسد يعني قدم كوتاه است 54. I'm not tall enough to reach it.
دست خر كوتاه 55. Hands off.
از دهان مي افته 56. It's going to frustrate.
از چشم افتاده 57. She has sundered in my estimation.
چقدر شما گستاخيد 58. How dare you are.
براي سرگرمي انجام مي دهم 59. I do it by way of relief.
هيچ جاي غمي نيست 60. There is no cause for worry.
خون او از خون من رنگين تر نيست 61. He is no better than I am.
دل خودش را خوش كرده است 62. He flatters himself.
پز عالي جيب خالي 63. Great boast little toast.
آه ندارد با ناله سودا كند 64. He has no penny to bless himself with.
حواستان اينجاهست 65. Are with me.
مطمئنم 66. As I live and breathe.
لطفي در حق من بكنيد 67. Be an angel.
با پنبه سر مي برد 68. He is blind with silence.
موفق باشيد 69. Break a leg.
زبانت را موش خورده 70. Cat got your tongue.
71. Come again.
خوش تيپ ها را مي گيرند 72. Did you shoot it yourself?
ما اينيم ديگه . ما از اين هم بيشتر هستيم.73. I didn't come down in the last shower.
لطفي در حق من بكن 74. Do me a favor.
باور نمي كنم. 75. Don't give me that.
قول شرف بهتون مي دهم. 76. I give you a word of honor.
شما بايد سر قولتان باشيد. 77. You abide on your word.
شما زير قولتان زديد. 78. You go back on your word.
از قول من به او بگو. 79. Tell him for me.
من با و قهرم. 80. I am not on speaking terms with him.
به خاك سياه نشاندمش. 81. I ruined him/ her utterly.
مرده شورش را ببرن. 82. Plague on it.
اين كجا، آن كجا. 83. There is no comparison between the two.
كاسه اي زير نيم كاسه است. 84. There are wheels within wheels.
كارش تمام است. 85. It's all over with him /her.
نوش دارو بعد ازمرگ سهراب . كار از كار گذشته . 86. It's all over / the die is cast.
اهل اين كارها نيست. كار او نيست. 87. He's not likely to have done this.
با شما كاري دارم. 88. I want to have a word with you.
قوز بالا قوز. 89. Kick in the pants.
آب در دست داري نخور و زود بيا! 90. Don't let the grass grow under your feet.
آرزو به دل مرد. 91. He died frustrated in this wish.
خاك عالم برسرم. 92. Alas for me.
من از كجا مي دانستم. 93. What on earth shall I do?
من از فلاني دست كم ندرام. 94. I'm nothing short of …
دست انداختمش. 95. I pulled the legs of …
دست به سرش كرديم . سرش را شيره ماليدم . دنبال نخود سياه فرستادم.96. I put off him / her.
همه رقم ميوه. 97. All manner of fruit.
اينجا چه غلطي مي كني. 98. What the hell are you doing here?
بالاخره. سرانجام. 99. In fine.
غيبش زد. گم و گور شد. 100. He made himself scarce.
برام گرون تمام شده. 101. I paid dear for it.
ساعتتان عقب است. 102. Your watch is slow.
تلفن داره زنگ مي زنه. 103. The phone is ringing.
بين خودمان باشد. 104. That is strictly off record.
جايي براي رفتن ندارم 105. I have nowhere else to go.
روزي روزگاري . يكي بود يكي نبود. 106. Once upon a time.
آيا خودتان مطمئن هستيد 107. Are you feel sure of yourself.
چشمم آب نمي خورد. 108. I have little hope in that.
اوقاتتان را تلخ نكنيد. 109. Don't get sore.
يك كلاغ چهل كلاغ كردن. از كاه كوه ساختن. 110. Don't make a meal of it.
هم خدا رامي خواهدهم خرما را. 111. Do you want jam on both sides?
مرغ پخته هم خنده اش گرفت. 112. Enough to make a cat laugh.
پسر يا دختر چقدر زشتي. 113. Face that would stop a clock.
خيالم را آسوده كردم. 114. It set my mind at ease.
گريبانگير همه خواهد بود. 115. It will be fall everyone.
داغ دلم را تازه كرد. دست روي دلم گذاشت. 116. She opened her wound on me.
به درد هيچ كاري نمي خورد. 117. He is good for nothing.
يارو در رفت. 118. The fellow just took off.
دست خودم نيست. 119. I can't help it.
معمولاً ساعت 6 كارم را تمام ميكنم. 120. I usually knock off at 6.
دمش را گذاشت روي كولش و برگشت. 121. He came back with his tail between his legs.
چرا از اين كار منصرف شدي. 122. Why don't you come off it?
دست به يقه شدند. 123. They came to blows.
دلم شور مي زنه. 124. I'm on edge.
بزار به حال خودش باشد. 125. Let him take the natural course.
اگر جرأت داري تو روي خودش بگو. 126. I dare you to say it to his face.
پايم خوابيده است. پايم تير مي كشد. 127. I have a cramp in my leg.
آخرين تيرش را رها كرد. 128. He played his last card.
جا خورد. 129. He is taken aback.
جايي براي من باز كنيد. 130. Make some room here.
بچه خوبي باش و كارت را انجام بده. 131. Be a good fellow and do it.
برق رفت . 132. The power is cut.
براي اين كار ساخته شده است. 133. He is cut out for this job.
وقت از دست رفته را جبران كرد. 134. He made up for the lost time.
جدا جدا بگذاريد. اينها را با هم قاطي نكنيد. 135. Keep these separate from those.
بيا جدي باشيم و يا جدي حرف بزنيم. 136. Let's talk business.
تمام فكرش توي كار است. 137. He is completely absorbed by his business.
لباسها برايم كوچك شده است. 138. I have outgrown my suits.
از لحاظ مالي در مذيقه است. 139. I'm pinched for money.
چه تصادفي 140. What a coincidence.
به تأييد همه 141. By common consent.
تمارض كردن 142. He pretends sickness.
تعارف خشك و خالي. 143. An insincere offer.
خيلي از شما تعريف مي كند. 144. He spoke very highly of you.
تعصب بايد به خرج ندهد. 145. Please be unbiased.
تقلب آخر و عاقبت ندارد. 146. Cheating does not pay.
قرار است من چكار كنم؟ 147. What am I suppose to do.
حقيقت تلخ است. 148. Nothing hurts like the truth.
به ضرر شما تمام خواهد شد. 149. It will prove to your disadvantage.
آن كسي است كه به هرپستي تن مي دهد. 150. He is man who would stoop to nothing.
به واقعيت پي برد. شامه تيزي دارد. 151. He smelled out the fact.
آدم به درد نخوري است. 152. He is a good for nothing fellow.
خوشحالم كه از بستر بيماري بلند شديد. 153. I am glad to see you up and about.
پايبند زندگي خانوادگي نيست. 154. He cannot be tied down to family life.
حالا حسابمان با هم پاك شد. 155. We are now even.
او استاد رياضي است. او مخ رياضي است. 156. He is grounded in mathematics.
درست جلوي چشمت است. 157. It's just under your nose.
خانمم روزگارم را سياه كرده است. 158. He gave me hell.
درد پرت و پلامي گويد. 159. He talks through one hat.
چرا حواست پرت است. 160. Why are you so confused?
سرو صدا حواسم را پرت مي كند. 161. The noise distracts my attention.
خطر از بيخ گوشم گذشت. 162. I had a narrow escape.
لبه بشقاب افتاده و پريده است. 163. The plate is chipped.
از عهده اش بر مي آيم. 164. I can handle him.
براي هفت پشتم بس است. 165. I have had enough hands & feet.
خداي من. 166. Good gracious, Good heavens, My God.
بين خودمان بماند. 167. Just between you and me.
از شادي در پوست خودش نمي گنجد. 168. He was transported with joy.
پول علف خرس هم نيست. 169. Money doesn't grow on trees.
او هميشه روي حرفم مي پرد. 170. He always jumps down my throat.
باز هم سؤال پيچم كرد. 171. To fire question at some one!
پايش پيچ خورد. پايش در رفت. 172. He sprained his ankle.
از درد به خود مي پيچيد. 173. He was doubled up with pain.
امروز آفتابي نمي شود. 174. She won't show up today.
بستگي به اين دارد كه چي پيش مي آيد. 175. It all depends on how things develop.
بچه بي قراري مي كند. 176. The baby is restless.
تعارفات را بزار كنار. 177. Don't stand upon ceremony.
كاملاً اندازه است. 178. It is a perfect fit.
يك حساب سر انگشتي 179. A rough estimate.
آسياب به نوبت 180. First come first served.
فلاني اهل رشوه است. 181. He is open to bribery.
اهل منطق است. 182. He is amenable to reason.
اين قد ها هم بد نيست. 183. It can't be all that bad.
بارو بونه اش را جمع كرده است. 184. He has feathered his nest.
سربار كسي شدن 185. To be living off some one.
بند كفشم باز شده است. 186. My shoe-lace has come undone.
باز هم كه شروع كردي 187. There you go again.
من را سر مي دواند 188. He repeatedly led me on.
با يك فنجان قهوه بدم نمي آيد 189. I could do with a cup of coffee.
كليدهايم را زدند 190. They pinched my keys.
كاري كه كرديد اثر مطلوبي داشت 191. You action produced the desired effect.
به احترام شخصيب محترم (عقايد عمومي) 192. In deference to public opinion.
شانس موفقيتش بسيار كم است 193. The chances of the solution are bleak.
جانب احتياط را رعايت كن 194. To be on the safe side / to play safe.
احتياطاً با خودت چتر ببر 195. Take an umbrella just in case.
بچه ها شكلك در مي آورند 196. He makes faces.
آدم غرزني است. 197. She is too damned, fussy.
اصل مطلب را ادا كردن. 198. To do justice to so.
لطفاً ادب را رعايت كنيد. 199. Please behavior yourself.
اگر اين كار را نكنم اسمم را عوض مي كنم. 200. I'll eat my hat, If I don't do it.
خانه را به اسم پسرش كرد. 201. He made over the house to his son.
اشتباه لفظي بود . 202. It was a slip of the tongue.
اشكال كار همين جاست. 203. There is a rub.
اخطار يك ماهه 204. A one month notice.
سوادش را به رخ ديگران مي كشد يا سوادش را مي دهد تا باد بخوره 205. He airs his knowledge.
اگر كسي سراغ من را گرفت به من اطلاع دهيد. 206. If anyone should call, let me know.
اگر آمدني باشم فردا مي آيم. 207. I will come tomorrow if at all.
امتحانش ضرري ندارد. 208. There is no harm in trying.
در نالميدي بسي اميد است. 209. To hope against hope.
ديگر نمي خواهمش. 210. I want no more.
بس است ديگر 211. No more of that.
يك ماه بعد از امروز 212. This day month.
او دوست دارد خودش را نشان دهد. 213. He likes to show off himself.
پول تو جيبش بند نمي شود. 214. Money burns a hole in his pocket.
زندگي بي بند و باري دارد. 215. He leads a loose life.
سر به سرم نگذار. 216. Stop picking on me!
در حال حاضر دستم بند است. 217. I am tied up at the moments.
يكي مانده به آخر 218. The last but one!
من از كجا مي دانستم. 219. How on earth did I know?
كاره اي نيست. 220. He is nobody.
زماني براي خودش كسي بود. 221. He is quite a fellow in his day.
براي عموم آزاد است. در معرض عموم 222. Open to the public.
آنها با هم دست دادند و آشتي كردند. 223. They shook hands and made up.
هر روز، پيوسته 224. Day in day out.
تعارف آمد و نيامد داره. 225. One might be taken up, on one's offer.
در هر كاري چيزي نهفته. 226. There is an element of risk in every thing.
بفرمائيد نگفتم. 227. There you are, what did I tell you?
با هم صحبت نكن 228. Don't talk to all sundry.
روي شانس است 229. He hits a winning streak.
بخت به او پشت كرده است 230. He is down on his luck.
او اخم به ابرو نياورد. 231. He didn't turn a hair.
حوادث هميشه اتفاق مي افتند. 232. Accidents will happen.
اتفاقاً من آنجا بودم. 233. I happened to be there when.
خودش را به آب و آتش مي زند. 234. He goes through fire and water.
آب كه از سر گذشت چه يك وجب چه صد وجب 235. In for a penny, in for a pound.
ببينم چي از آب در مي آيد. 236. Let us see how it turns out
با آب و تاب صحبت مي كند. 237. He speaks elaborately.
وقتي كه آبها از آسياب افتاد. 238. When the dust settles.
تو دهان آب مي شود. 239. It melts in the mouth.
روي من را زمين نيندازيد 240. I'm counting on you, don't let me down.
براي حفظ آبرو اين كار را كرد. 241. He did it to save his face.
اوضاع آبستن حوادث است. 242. The situation is filled with impending troubles.
اول شما بفرمائيد. 243. After you.
در خدمت شما 244. At your service.
غلط مي كني 245. Blast you.
سخت نگير 246. Take it easy.
مسخره بازي موقوف 247. Stop fooling.
هر جور ميل شما باشد 248. Just as you like.
متأسفم كه مزاحم شدم 249. Sorry, I bothered you.
مرتيكه خر 250. You ass.
لطفاً مرا ببخشيد. 251. I beg your pardon.
حرف حساب به گوشش نمي رسد. 252. He is not amenable to reason.
چنگي به دل نمي زند. 253. It doesn't appeal to me.
نزد من شاگرد بود. 254. He was bound apprentice to me.
نزد من شاگر شد. 255. He counts a fort.
حساب از دستم در رفت. 256. I lost count of it.
دستم را ول كن. 257. Let go of my hand.
ترسيدم كه او را بيدار كنم 258. I feared lest I might wake him.
ناگفته پيدا است. 259. It goes without saying.
(در مقابل تشكر) قابلي نداره 260. Not at all. Don't mention it.
به اميد شما هستم 261. I count on you.
از خجالت سرخ شدم. 262. I blushed with shame.
شما آشنا به نظر مي رسيد. شما را يك جايي نديدم. 263. You look really familiar. Don't I know you from somewhere?
به در مي گويد ديوار بشنود. 264. He was talking at him.
اصلاً هم خنده دار نبود. 265. That was anything but funny.
به او اهميت نده. 266. Let him go ahead.
گورت را گم كن. 267. Clear out.
قربان حواس جمع. 268. A penny for your though.
عافيت باشد. 269. Bless you.
كارم به پايان رسيد. 270. I 'm through with my work.
پيدايش نشد. 271. He didn't turn off

| +| نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:40 توسط omid |


ترمينولوژي (اصطلاح‌شناسي)
- Hacker کيست ؟
هکر کسي است که با سيستم هاي کامپيوتري آشناست و مي‌تواند با روش‌هايي خاص (بدون اجازه) وارد آنها شود... اين انسان مي‌تواند خوب يا بد باشد ( در هر حال هکر است )

- سوال: يک هکر از چه راهي وارد يک سيستم مي‌شود؟
از راه شبکه (نه بابا ! )
بايد توجه کنيد که هر سيستم کامپيوتري (به عبارت بهتر هر سيستم عامل) به هر حال محصول کار تعدادي انسان است و حتما داراي تعدادي bug (خطاهايي که بعد از ارائه محصول به بازار به تدريج کشف مي‌شوند) خواهد بود. بعد از اينکه يک باگ مشخص شد، شرکت ها نرم‌افزارهايي را به‌سرعت (در عرض چند ساعت ) ايجاد مي‌کنند تا مشکل رفع شود اين‌ها را patch مي‌گويند. و بعد مديران شبکه (Wbemasters) در عرض چند روز تا چند سال (آين آخري در مورد ايرانه) آنها را download کرده و مشکل را حل مي‌کنند. در اين فاصله هکرها دمار از روزگار اين سايت‌ها در مي‌اورند...

- تعريف چند اصطلاح:

*** Hacker واقعي = سامورايي :
کسي که هدفش از نفوذ به سيستم‌ها نشان دادن ضعف سيستم‌هاي کامپيوتري است نه سوءاستفاده ...

*** Wacker (واکر):
کسي که هدفش از نفوذ به سيستم‌ها، استفاده از اطلاعات آن سيستم‌هاست (جرو هکر‌هاي کلاه‌ سياه )

*** Cracker (کراکر):
کسي که هدفش از نفوذ به سيستم‌ها، خرابکاري و ايجاد اختلال در سيستم‌هاي کامپيوتري است. (جرو هکر‌هاي کلاه‌ سياه )

*** Preaker :
از قديمي‌ترين هکرها هستند که براي کارشان نياز (و دسترسي) به کامپيوتر نداشتند و کارشان نفوذ به خطوط تلفن براي تماس مجاني، استراق‌سمع و ... بود. اين جزو آموزش من نيست چون کار خيلي بديه (-;

? تقسيم‌بندي

- انواع کامپيوتر‌هاي شبکه:
=> کامپيوترهاي Server : کامپيوترهايي که کارشان تامين اطلاعات در شبکه است، مثلآ کامپيوترهايي که سايت‌ها را نگه مي‌دارند.
=> کامپبوتر‌هاي Client : کامپيوترهايي که استفاده کننده هستند مثل همين کامپيوتر خودتان که داريد ازش کار مي‌کشيد.


- انواع سيستم‌ عامل‌هايي که Server ها از آن استفاده‌ مي‌کنند:

=> سيستم‌هاي فعلي:
* خانواده Unix (مثل FreeBSD , Linux )
* خانواده Windows (مثل WinNT, Win2000 )
* Sun Solaris
* OsMac
=> سيستم‌هاي قديمي (منقرض شده - آخيش ! ):
AIX, IRIS, DEC10, DEC20 , ...


- سوال: کدام‌ها را بايد ياد گرفت؟
Win2000, Unix(Linux) را بايد ياد بگيريد. پيشنهاد من اين است که Win2000و RedHat Linux را روي کامپيوتر خود همزمان داشته باشيد.

? زنگ ‌تفريح

- تقسيم بندي من براي هکر ها:

?- جوجه‌هکرها (احمق کوچولوها):
توانايي‌ها: بلدند از Sub 7 , 187 استفاده کنند و فکر کنند ديگه همه‌چي رو ياد گرفته‌اند !

?- خروس‌هکر‌ها يا مرغ‌هکرها (احمق‌هاي بزرگتر):
توانايي‌ها: Mail Box را هم مي‌توانند Bomb کنند ... ماشاءالله !

?- هکرهاي قابل‌احترام ( مثل خود شما):
دارند ياد مي‌گيرند و هنوز ?،? سال کار دارند.

?- هکرهاي پيش‌کسوت (مثل من):
ديگه آفتاب لبه بومه ... هکرهاي قابل احترام را دوس دارند ...

? FAQ

- چه چيزهايي را بايد داشته باشم تا شروع کنم؟

?- Win2000 , Linux را روي کامپيوتر خود نصب کرده و شروع به يادگيري کنيد.
?- شروع به يادگيري زبان C کنيد.
?- شروع به يادگيري TCP/IP کنيد. (يک کتاب بخريد )
?- مهمترين چيز علاقه به طي کردن يک را بسيار طولاني


| +| نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:38 توسط omid |


بمب اتم
شامل یک پروتن و یک الکترون است و دیگری ایزوتوپ های اورانیم می باشند. ایزوتوپ های اورانیم شامل U235 و U238 که اولی دارای 143 و دومی دارای 146 نوترون می باشد در حالی که هردو به اندازهٔ یکسان یعنی 92 پروتن دارند. ایزوتوپ U235 در ساختن بمب و رآکتور اتمی بسیار مهم است. در طبیعت از هر 100% اتم اورانیم تنها 0.7% آن اتم U235 است که مقدار زیادی نیست. برای بدست آوردن یک کیلو گرم اورانیم U235 چندین تن سنگ معدن اورانیم لازم است. لازم به یادآوریست که برای کاراندازی یک رآکتور اتمی برای انرژی گیری از آن نیاز به اورانیم 1 تا 5 درصد غنی است. منظور از غنی کردن اورانیم اینست که مقدار اورانیم 235 آنرا بیشتر کنند. برای اینکار بایستی چندین عملیات انجام شود. در شروع کار سنگ معدن را در اسید حل می‌کنند (کیک زرد همان اکسید اورانیم است)و سپس آنرا از صافی می گذرانند و پس از آن با گاز فلور ترکیب می‌کنند تا گازی به اسم هگزافلورید اورانیم UF6 بدست آورند. این گاز را از صفحه‌های فلزی متخلخل که قطر سوراخ هایش 25 میلیاردم سانتیمتر است عبور می دهند، این عمل را دیفوزیون میگویند. در اثر این عمل گازهایی که سبکترند سریع تر از گازهایی که سنگین تر هستند از روزنه ها عبور می کنند. از این خاصیت گاز ها جهت غنی کردن، یعنی بالا بردن مقدار اورانیم 235 استفاده می کنند. پس از این عمل با سانتریفوژهایی که ویژهٔ این کار ساخته شده‌اند تصفیهٔ مواد شروع می‌شود.
حال چگونه از این ماده انرژی می گیرند؟ برای انرژی گیری باز سلسله مراتبی فیزیکی صورت میگیرد. در ابتدا یک نوترون که باری خنثی دارد وارد هستهٔ اورانیم 235 می‌شود. این عمل به این سادگی صورت نمی‌پذیرد بلکه برای اینکه نوترون وارد هسته شود بایستی بر خلاف تصور سرعت آن کم باشد. برای کم کردن سرعت نوترونها آنها را از آب سنگین عبور می دهند. چنانکه پیشتر اشاره شد. آب سنگین یا دوتریم از ایزوتوپ های آب سبک و یا به قول متعارف آب معمولی است. آب معمولی نمی‌تواند بدان مقداری که لازم است جلو سرعت نوترون را بگیرد. گیر آوردن این آب بود که آلمانی ها را به سوی نروژ کشاند و همین نیز باعث لو رفتن آلمانی ها به وسیلهٔ انگلیسی ها شد. انگلیسی ها در یافتند که آلمانی ها از نروژ آب سنگین می برند. بنابراین فهمیدند که آلمانی ها در صدد تولید بمب اتمی هستند. لذا با عملیاتی متهورانه مرکز تولید آب سنگین را در نروژ ویران کردند. در برخورد نوترون به هستهٔ اورانیم 235، هسته برانگیخته شده و سپس به دو و یا چند هستهٔ سبکتر تجزیه میشود. به این عمل شکافت هسته‌ای می گویند. در یکی از این پروسه ها پس از برخورد نوترون به هستهٔ اورانیم 235 دو عنصر باریم 138 و کریپون 95 و 3 تا نوترون ( در حقیقت برای هر 100 اتم اورانیم 235، تعداد 247 نوترون بوجود میآید) و حدود 200 میلیون الکترون ولت انرژی انتشار می یابد.
هر نوترون جدید تولید شده به اورانیم 235 برخورد کرده سه نوترون بهمراه انرژی و همچنین موجب سه شکافت جدید می‌شود. انرژیی که از این شکافت ها برای یک کیلو گرم اورانیم انتشار مییابد برابر صد ها میلیون مگاوات است. این مقدار انرژی نبایستی بیک باره آزاد شود. چرا که موجب انفجاری شدید می‌شود. در انفجار بمب اتمی آمریکا روی هیروشیما بمبی از همین جنس اورانیم 235 استفاده شد که قدرت تخریبی 13 کیلوتن داشت. با در نظر گرفتن اینکه هر کیلوتن برابر 1000،000 کیلو انفجار دینامیت (TNT) است. در حقیقت انفجاری معادل 13 میلیون کیلو دینامیت رخ داد. فاجعه بزرگی است، نه؟ اگر بخواهید از این فاجعه و ننگ بشریت تصویری بهتر بدست آورید. جریان بدین شرح است: زمانیکه بمب اتمی آمریکا به هیروشیما افتاد، جمعیت آنجا 350000 نفر بود. 200000 نفر از این جمعیت بطور مستقیم و یا غیر مستقیم جان باختند. 90% هیروشیما به ویرانه مبدل شد. ترومن رئیس جمهور وقت آمریکا خواسته بود که عکسی از این انفجار تهیه شود تا نتیجهٔ این آزمایش را که تلی از آتش و کباب انسان است به چشم ببینند. هیروشیما تنها جائی بود که آنجا باران کم می بارد. صخره‌ای بودن ژاپن نیز مهم بود که بمب سریع به آب ننشیند. پس قرعه به اسم هیروشیمای فلک زده افتاد. عکس یادگاری این جنایت لابد یکی از اسناد افتخارآمیز آمریکاست!
برگردیم روی بخش فنی جریان ، چنانکه پیشتر گفتیم اورانیم 238 با انفجار کاری ندارد ولی آنقدر ها هم بی خاصیت نیست. اورانیم 238 بر عکس اورانیم 235 در زیر بمباران نوترونهای سریع تر آنها را جذب کرده و نخست با گسیل یک ذرهٔ بتا (الکترون) به نپتونیم Np239 (23.5 دقیقه) و سپس با گسیل یک ذرهٔ بتای دیگر به پلوتونیم Pu239 که به ترتیب پلوتونیم یک نوترون از نپتونیم و نپتونیم یک نوترون از اورانیم 238 بیشتر دارند. این ایزوتوپ پلوتونیم چون هم با نوترونهای کند و هم با نوترونهای تند شکافت‌پذیر است. نقش بسزائی در ساختن بمب اتمی دارد. از همین نوع بمب بود که سه روز پس از بمب اتمی هیروشیما به تاریخ 9 اگوست روی سر ناکازاکی فرو ریخته شد. قدرت تخریبی آن برابر 22 کیلوتن بود. قدری کمتر از دو برابر بمب اتمی هیروشیما. در این فاجعه 122000 نفر از مردم بی گناه به زغال تبدیل شده و یا پودر گشتند. تقریبا تمامی بمب های اتمی کنونی از پلوتونیم ساخته شده است. مقدار بمب پلوتونیمی در سال 1994 در جهان بود 250000 برابر بمب اتمی هیروشیماست. هر 19.84 کیلو گرم پلوتونیم یک لیتر حجم دارد و از هر 1 تا 8 کیلوگرم پلوتونیم میتوان یک بمب ساخت ولی این رقم برای اورانیم 3 تا 25 کیلوگرم است.

به نظر شما بمب اتمی چطوری منفجر می شود ؟

در بخشی از کپسولی که بمب تویش است لوله‌ای که «لوله توپی» نامگذاری شده وجود دارد. از این لوله اولین نوترونها بیرون می آیند. در بر خورد این نوترونها به هسته ها چنانکه پیشتر رفت شکافت هسته‌ای و سه عدد نوترون و مقدار متنابهی انرژی خارج می‌شود. این را رآکسیون هسته‌ای نیز می گویند. این رآکسیون ها در داخل بمب در مدت تقریبا یک میلیونیم ثانیه رخ می دهند. دلیلش روشن است. اگر فرض کنید که در درون حوض آبی جلبکی روئیده باشد و با فرض اینکه یک ماه طول بکشد که حوض پر شود و هر روز این جلبک ها دو برابر خودشان را تولید کنند. یک روز پیش از اینکه حوض پر شود، یعنی روز 29 ام تنها نصف حوض پر است. فردای آن روز یعنی روز 30 ام تمامی حوض پر می‌شود. این عمل در رآکسیونهای هسته‌ای نیز صادق است. نوترون اول سه نوترون و سه نوترون جدید 9 نوترون و سپس 27 و 81 و ... و سرعت این عمل آنقدر زیاد است که انفجار اجتناب ناپذیر می‌شود. دما از 27 درجهٔ هوای هیروشیما به 100 درجه و سپس 1000، 5000، 6000 (دمای سطح خورشید) و بالاخره به چندین میلیون درجه می رسد که گرمائی معادل گرمای درون خورشید است. این انرژی گرمائی بایستی هر چه زودتر خارج شود که در ابتدا به صورت اشعهٔ X و پس از یک لحظه آرامش تبدیل به کوهی از آتش و گرما می‌شود. این حالتی است که ما تازه قادر به مشاهدهٔ انفجار می شویم. نیم ثانیه بعد دما به بالاترین حد خود میرسد که سه ثانیه پس از آن خاموش می‌شود. این حرارت باعث حرکت سریع هوا شده و یک خلاء تقریبا مطلق در مرکز انفجار بوجود میآورد. بازگشت مجدد هوا آنقدر سریع است که از هر توفانی قوی تر است و باعث ویرانی تمامی بنا ها، جاده ها، اتوموبیلها، پارکها و بویژه نابودی آدمیان می‌شود. در رآکتورهای هسته‌ای این راکسیونها را مهار می کنند. بطوری که با فرو کردن صفحه هایی که بتواند نوترونها را جذب کند (مثلا کادمیم) در داخل محلول اورانیم و آب قرار می دهند تا اینکه انرژی به سرعت آزاد نشود و انفجار صورت نگیرد. در حقیقت رآکتور را کنترل می کنند. ولی انرژی آزاد شدهٔ لازم آب موجود در رآکتور را به جوش می آورد و بخار حاصل از آن از طریق لوله‌ای به توربین منتقل می‌شود و باعث چرخش توربین شده و الکتریسیته تولید می‌شود. بخار موجود در این پروسه و همچنین با عبور لوله‌های سرد از درون آن سرد شده و مجددا وارد رآکتور می‌شود.
 


| +| نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:30 توسط omid |


... روزی فرا خواهد رسید ...

... روزی فرا خواهد رسید ...

 

 

که پارسیان بر تمام دنیا فرمانروایی کنند

 


| +| نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 و ساعت 19:39 توسط omid |


زندگینامه مارلین مانسن

بارها وبارها شده که مانسن را مظهر

 شیطان نامیده اند بدون اینکه به مفهوم

اشعارش توجهی بکنند در بعضی جاها مانسن

را به بدترین وجه کوبیدند حتی قسمت

هایی از آهنگ coma white او را نشان

دادند و گفتند این پلیدترین موجود ممکن

 است

در حالی در مصاحبه ای که با مانسن شده

 بود در جواب اینگونه افراد گفته بود

کسانی تحمل اشعار من را ندارند مطمئن

باشند که خودشان مشکل دارند !!!!

چون هر کس بنابر درونیات خود از هر چیزی

تصویری برای خودش مجسم می کند البته این

حرف در مورد کسانی درست است که زبان

مانسن حالی شوند اما ما که از زبان مانسن

فقط کلمه fuck را حالی می شویم ( که این

 هم ریشه تاریخی دارد و در مورد اینکه

چرا ما در هر حرفی یا در هر کاری دنبال

 قسمت های بدش می رویم مفصلا توضیح می دهم

حق داریم از او بد بگوییم .

ولی تا به حال شده برای یک بار هم حرف

مخالفمان را گوش دهیم ؟؟؟

همه این را قبول داریم که نباید عجولانه

قضاوت کنیم اما...

کاش آن لحظه که در مورد مانسن و شعر هایش

و گریم ولباسش یک طرفه قضاوت می کردید

حداقل یک بیت از شعرهایش را هم ترجمه.می

کردید تا مردم زودباورما هم می دانستند

که آن طوری هم که شما می گویید نیست به

نظر کسانی که حرف های مانسن را حالی می

شوند او خیلی آدم خوبی است حداقل دربند

شهوت و مسائل مادی نیست . اگر آدم

مثبتی نباشد حداقل مثل خیلی از آدم هایی

 که من می بینم آدم منفی وریاکاری نیست

برید شعار مانسن که پشت همه تی شرت هایش

نوشته شده را بخوانید البته آن هم سواد

می خواهد ؟!؟!؟

 

sex is dead به معنی سکس (برای من) مرده

 است . بعد شما بیایید انگ همجنس بازی و

شهوت رانی به او بزنید !!!!!!!!!!

یادم هست در یکی از وبلاگ ها در مورد

مرلین خواندم که دریکی از مصاحبه هایش

 گفته

بود که دلیل اینکه من این گونه لباس می

پوشم و گریم می کنم تنها نشان دادن

باطن پلید انسان ها به ان هاست من

اینگونه باطنی را که در زیر لباس های

زیبایشان پنهان کرده اند به آنها یادآوری

 میکنم ...

(قابل توجه کسانی که از روی ظاهر اشخاص

در مورد باطن شان قضاوت می کنند که

اتفاقا خیلی هم ادعای موسیقی سنتی و

شاعران قدیمی و ... را دارند . باید

اشعار

این قدیمی ها را آب طلا گرفت . یاد سعدی

خدا بیامرز به خیر که می گفت:

صورت زیبای ظاهر هیچ نیست ای برادر سیرت

 زیبا بیار

مرلین منسون كه نام حقيقي او ،

Brian Hugh Warner مي باشد در تاريخ پنجم

ژانويه 1969 به دنيا آمد . او يك

موسيقي دان آمريكايي و رهبر گروه

Marilyn Manson مي باشد . همچنين به عنوان

فردي ضد دين ، بد زبان و بااخلاق و شعر

هاي عصباني كننده معروف است . مخالف و

شركت او در بحث و جدل ها نيز در سال هاي

اخير بسيار شدت يافته است .


دوران ابتدايي زندگي :


برايان بومي شهر Canton ايالت Ohio و

فرزند Hugh و Barbara وارنر مي باشد . پدر

او در جنگ ويتنام شركت داشت و همچنين از

نظر رواني و جسمي در اين جنگ آسيب ديد .

پس از تولد برايان دكتران و روانشناسان

ارتش از سلامت جسمي او تعجب كردند. او به

يك مدرسه مسيحي فرستاده شد ، اما برايان

 به دليل تزوير و دروغي كه در تعاليم

آن مدرسه مشاهده مي كرد از تحصيل در آنجا

صرفنظر كرد . برايان تحصيلات دوران

دبيرستان خود را در مدرسه Glen Oak High

School به پايان رسانيد . در همان جا

بود كه او براي اولين بار به يك گروه

موسيقي پيوست و شروع به نواختن سازهايي

 همچون

باس و جاز نمود ، اما پس از مدت كوتاهي آن

 گروه را رها كرد . پس از آنكه تحصيلات

برايان به اتمام رسيد ، برايان و خانواده

 اش به شهر Ft . Lauderdale ايالت

فلوريدا مهاجرت نمودند .

تاريخچه گروه :

به عنوان يك گروه موسيقي ، مرلين منسون

فعاليت خود را از شهر Fort Lauderdale

ايالت فلوريدا در سال 1989 با نام

Marilyn Manson & the Spooky Kids

آغاز كرد . در ابتداي كار ، توجه افراد

بسيار كمي را در خارج از فلوريدا به خود

جذب كرد تا زماني كه به وسيله رهبر گروه

 مشهور

Nine Inch Nails به همگان معرفي گرديد .

آلبوم اول اين گروه با نام Portrait of

an American Family با حمايت

Trent Reznor رهبر گروه Nine Inch Nails

منتشر شد . در سال 1996 گروه مرلين تصميم

 به تغيير نام گروه گرفت و پسوند the

Spooky Kids & را از اسم گروه حذف كرد و

 در نتيجه آن ، نام گروه به Marilyn

Manson تغيير يافت. نام جديد از دو بخش

Marilyn و Manson تشكيل شده است .

Marilyn اسم كوچك هنرپيشه و پورن استار

معروف آمريكايي ، خانم Marilyn Monroe و

Manson نام فاميل يك قاتل زنجيره اي با نام

 Charles Manson مي باشد

 

اشعار مرلين منسون معمولاً زشت و شرم آور

تلقي مي شود و اعتراضات و دادخواهي ها در

آن تا حدي به چشم مي خورد كه در بسياري

از موارد گروه را از اجراي آن باز مي

دارد . در سال 1997 مركز Galgary's Max

Bell واقع در كانادا ، مرلين را از

اجراي نمايش بيست و پنجم جولاي در كانادا

منع نمود . علت اين امر فساد و خشونت و

همچنين استفاده از حيوانات در هنگام اجرا بود .

گاهي اوقات مرلين را كشيش كليساي شيطان مي

 خوانند ، گرچه اين ادعا به هيچ عنوان

صحيح نمي باشد ، اما اين لقب توسط موسس

اين كليسا

Anton LaVey به صورت افتخاري به مرلين

داده شده است .

گرچه كشيش كليسا كسي است كه زندگي خود را

 وقف دين و موعظه آن به ديگران مي نمايد

و مرلين چنين كاري را در طول زندگي خويش

انجام نداده است ، اما با اين حال تعدادي

از طرفداران مرلين او را كشيش اعظم مرلين

 منسون مي خوانند .
در شانزدهم ماه مي سال 2001 ، سايت

Religin Today

خبري را منتشر ساخت كه نشان مي داد مرلين

 قصد دارد در كنسرت بعدي خود انجيل را

مورد توهين قرار دهد و در رابطه با

آن به نقد و بررسي بپردازد . در شعر

"Balance Out" ، يكي از غزل هاي تند و

خشن مرلين مي خوانيم : " ما مي توانيم

فضيلت داستان هاي شگفت آور مسيحي را با

مواردي

همچون بيماري ، قتل ، زنا ، خودكشي و

قرباني كودكان بيازماييم . بايد بگويم

اينگونه موارد براي من همچون تفريح است

" . و مسيحيان نيز در عوض سعي كردند به

مرلين نشان دهند كه براي نجات او دعا مي كنند .

اعضاء كنوني گروه :

1- Marilyn Manson يا Brian Warner به عنوان خواننده

2- Chris Vrenna نوازنده جاز

(به صورت موقت با گروه همكاري مي كند)


3- Madona Wayne Gacy نوازنده كي برد


4- Tim Skold نوازنده گيتار باس


5- Mark Chaussee نوازنده گيتار

 (به صورت موقت با گروه همكاري مي كند)


6- Ginger Fish نوازنده جاز

 (در حال حاضر به دليل مصدوميت و تا زمان

 بهبود كامل با گروه همكاري نمي كند)

Chris Verenna كه قبلاً در گروه

Nine Inch Nails فعاليت مي نمود ، در تور

 Against

All Gods US به جاي Ginger Fish قرار

 گرفت. اين جا به جايي زماني صورت گرفت كه

Ginger Fish به دليل مصدوميت هاي به وجود

 آمده همچون بيني و بازوي شكسته كه در

هنگام اجرا در برنامه

VIVA Comet Awards در آلمان متحمل آن شد

، از همكاري با گروه به طور موقت صرف

نظر كرد .

Mark Chaussee نيز پس از خروج John 5

، به گروه پيوست و رهبري گيتار را در تور

به عهده گرفت. در حال حاضر هيچ گيتاريست

مشخصي در پست نوازنده گيتار وجود ندارد

و همكاري Chaussee نيز به طور موقت مي

 باشد . گمانه زني هاي كنوني نويد آن را

مي دهد كه رهبري گيتار در هنگام ظبط به

Tim Skold داده شود و در زمان اجراي زنده

 نيز از گيتاريست هاي اجاره اي استفاده

 شود .

اعضاء قبلي گروه :


1- Zsa Zsa Speck نوازنده كي برد (سال

هاي1990 تا 1991)
2- Olivia Newton Bundy نوازنده باش

 (سال 1990)
3- Gidget Gein نوازنده باس (سال هاي

 1990 تا 1993)
4- Sara Lee Lucas نوازنده جاز (سال هاي

1990 تا 1995)
5- Daisy Berkowitz نوازنده گيتار ، باس

و برنامه ريز (سال هاي 1990 تا 1996)


6- Zim Zum نوازنده گيتار (سال هاي

1996 تا 1998)
7- Twiggy Ramirez نوازنده باس و گيتار

 (سال هاي 1993 تا 2002)


8- John 5 نوازنده گيتار (سال هاي 1998 تا 2004)

آلبوم ها موسيقي :


1- Patrait of an American Family

 (سال 1994)
2- Antichrist Superstar (سال 1996)

 


3- Mechanical Animal(سال 1998)


4- Holy Wood (سال 2000)


5- The Golden Age of Grotesque

(سال 2003)

 

بقیه مطلب در ادامه مطالب

و چند عکس از او


ادامه مطلب...

| +| نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 و ساعت 10:27 توسط omid |