این ابراز عشق معمولاً با فرستادن کارت والنتاین به صورت ناشناس انجام میشود. سابقهٔ تاریخی روز والنتاین به جشنی که به افتخار قدیس والنتاین در کلیساهای کاتولیک برگزار میشد، باز میگردد.
در صده سوم میلادی
در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام کلودیوس دوم کلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن میکند.
کلودیوس به قدری بیرحم وفرمانش به اندازهای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. اما کشیشی به نام والنتیوس (والنتاین)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری میکرد. کلودیوس دوم از این جریان خبردار میشود و دستور میدهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان میشود. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق، با قلبی عاشق اعدام میشود...
برای این که شروع به صحبت با کسی کنید سه راه وجود داره:
1. در مورد یه چیزی سوال بپرسید. مثلا: توی یک نمایشگاه هستید - چه فکر می کنید راجع به این اثر؟
2. راجع به یه چیزی نظرتون رو بیان کنید. مثلا: توی صفه سینما هستید - عجب صفه طولانی ای، هیچ فکر نمی کردم "فلان فیلم" انقدر طرفدار داشته باشه.
3. یک حقیقی رو بیان کنید. مثلا: اتوبوس دیر کرده یا چه قدر امروز سرده.
موضوع هر یک از این سه مورد بسته به شرایطی که درش هستید فرق می کنه. ولی تا اونجا می تونید موضوعاتی رو انتخاب کنید که در طرف مقابل ایجاد علاقه کنه.
تدکر: درسته که شما باحال ترین و با نمک ترین و خوشتیپ ترین آدم هستید و خلاصه خیلی کارتون درسته. ولی لطفا سعی کنید سوژه ی صحبت راجع به خودتون نباشه. باور کنید آدم های غریبه اونقدر که شما به خودتئن علاقه مندید به شما علاقه مند نیستند. ولی نکته ی جالب اینجاست که اونها هم به همین اندازه به خودشون علاقه مندند. نتیجه گیریه علمی این که اگر سوژه ی صحبت به نحوی به اونها ارتباط پیدا کنه شانس موفقیت بیشتری دارید.
همونطور که در بالا می بینید بدترین نوع شروع بیان کردن یک حقیقته مثله این که هوا چه سرد شده امروز. دوتای دیگه هر دو خوبن. اگر از سوال کردن استفاده می کنید سعی کنید هی پشته سره هم سوای هایی که جواب کوتاه می خوان نپرسید که تبدیل به بازپرس می شید. سوال های چرا و بپرسید که پاسخ های بلند نیاز دارن.
حقیقته نه چندان شیرین: از کله آدم هایی که سعی می کنید سره حرفو باهاشون باز کنید 20 درصد محلتون نخواهند داد. این طبیعیه. ناراحت نشید و خودتو نبازید. مخصوصا اگر انقدر بد شانس بودید که از صد تا آدمی می خواید برین سراغشون بیست های اولشون از این گروه یبس ها باشن. به 80 نفره بعدی فکر کنید. شجاع باشین. می خواستین با طرف حرف بزنید تحویلتون نگرفته. آسمون که به زمین نیومده
چگونه یک دختر را بخندونیم؟
قبل از این که شروع کنم این رو تذکر بدم که دلیلی که اکثر مرد ها از خندوندن نتیجه مثبت نمی گیرن اینه که سعی می کنن با گفتن جوک دخترها رو بخندونن. در حالی که خنده ای که در اینجا مورد نظر ماست خنده ی حاصل از داشتن یک شخصیت با مزست. برای مثال چارلی چاپلین برای خودش یک شخصیت خلق کرده بود که بامزه بود کاراش (خجالتی و دست و پا چلفتی در عین حال زرنگ و ... ) شما هم باید برای خودتون یک شخصیت خلق کنید که جذاب و خنده دار باشه ولی مطمئنا دست و پا چلفتی مورد نطر ما نیست.
با کارهایی بهتون می دم می تونید یک شخصیت بامزه خلق کنید و در عین خنده دار بودن جذاب هم باشید
تا می تونید در مورد مسایل مختلف مربوط به دختر زیاده روی کنید. مثلا یه دختری بهتون میگه وای چقدر موام بد شده امشب (داره ناز می کنه که شما بگید نه خیلی هم قشنگه)! و شما هم می گید : من نی خواستم بروت بیارم ولی آره خیلی بد شده. همونجا احتمالا دختره میخنده و یک وشگونی ازتون می گیره و شما هم می تونید اینو براش دیگه تا آخره اون شب داستان کنید و همش بگید وای همه دارن مواتو نگاه می کنن! حالا چی کار کنیم و یا مثلا من خجالت می کشم با این موا با تو راه برم و
تا اون جا که می تونید سعی کنید متهمش کنید می خواد شمی رو بلند کنه! دختر . مثلا اگه گفت دیگه دیره و من باید برم خونه بگید ولی من باهات نمیام و اون می گه نه گفتم تو بیا گفتم من می خوام برم خونه و شما هم که انگار کرید می گید ای بابا ما هنوز همدیگرو درست نمیشناسیم و تو می خوای منو ببری خونت. عجب دور و زمونه ای شده ها و ...
حرفاشو سو تعبیر کنید. مثلا اگر داشت بهتون می گفت مثلا با هم شام درست کنیم و برگشت گفت: ''''''''بکنیم یا نه''''''''؟
همین حرفشو به شوخی بگیرید.
زیادی لبخند نزنید و به جوکهای خودتون نخندید.
احساساتشو لطیف مسخره کنید؟ مثلا : می گه وای واقعا از اینکه مردم بقل دستم سیگر بکشن متنفرم! بگید: حالا واقعا نسبت به این کار چه احساسی داری؟
این ها رو با جوک ها و تیکه های با مزه تون قاطی کنید، حتما نتیجه می ده
| آموزش خودکشی - زیر 18 سال نخونن | |
|
اصولا واژه خودکشی به معنی خود کشتنه. یعنی در این عمل فرد اونقدر خودشو میکشه که میمیره و این خود کشتن به علت وارد آمدن مصایب و رنجهای فراوان یا بالعکس صورت میگیره به نظر من خودکشی کار چندان جذابی نیست ولی بسیار هیجان انگیزه و به یه بار امتحانش میارزه. من خودم چند بار امتحانش کردم و با اینکه چند بارش هم مردم ولی همچین بگی نگی بدم نیومد اول از همه اون کسایی که می خوان خودکشی کنن رو دستهبندی میکنیم کسی که در عشقش شکست خورده شما جزو کدامیک از دستههای بالا هستید؟ حالا فرض میکنیم: طرف تنها میاد توی یه اتاق و در رو قفل میکنه و عزمشو برای خودکش جزم میکنه. به دور برش نگاه میکنه و این وسایل رو میبینه طناب خب... برای شروع بد نیست ولی نظرتون رو به یه موضوع مهم ولی پیش پا افتاده، جلب میکنم: «تصویر و قیافه و دیسیپلین شما بعد از مردن خیلی مهمه فرض کنید درب اتاق شما رو میشکنن و شما رو در حالتی پیدا میکنن که از یه طناب از سقف آویزونید و دارید مثل پاندول ساعت تاب میخورید و زبونتون مثل زبون بلانسبت سگ آقای پتیول از دهنتون آویزونه و صورتتون سیاه و ورم کرده و احتمالا در اثر فعل و انفعالات شیمیایی شلوارتون هم خیسه با این حساب، دور حلق آویز کردن... خودسوزی... و خفهگی با گاز رو خط بگیرید یه بنده خدایی از دوستان، خیلی جالب خودکشی کرده که در نوع خودش یه ابتکاره ایشان، دوتا انگشت شصتش رو فرو کرد توی سوراخای دماغش و با انگشتای دیگرش هم دهنشو محکم گرفت و اونقدر خودشو خفه کرد تا مرد یا اونایی که روی سرشون نایلون میکشن و دور گردنشون روی نایلون رو با طناب میبندن و یا اونایی که خودشون رو جلوی ماشین میندازن و له میشن... اینا همشون دیوونهان خودکشی ایدهآل خودکشی است که بدون درد، بدون عوارض جانبی، بدون تاثیرات بد و منفی روی صورت و اندام، بدون صدا، بدون کثافتکاری و باشه ژاپونیها یه جور خودکشی جالب رو ابداع کردن به این صورت که یه سوزن جوالدوز رو برداشته و از روی سینه فرو میکنن توی قلبشون. البته این کار یه کم درد داره. یه جورایی حس می کنید که توی سینه تون آب جوش داره قل میزنه. ولی حداقل، عوارض ظاهری نداره. ولی بدیش اینه که حتما میمیرید اول خوب فکراتونو بکنین بعد خودتونو بکشید یه موضوع مهم توی خودکشی، پشیمونی دیرهنگامه. هشتاد و نه درصد کسایی که خودشون رو میکشن، وسط یا آخر کار پشیمون میشن و این در حالیه که هیچ راهی برای برگشت نیست. یه یارویی برای خودکشی یه تیکه پارچه رو گلوله میکنه و فرو میکنه توی حلقش و با ته گوشکوب میده بره پایین ولی همون لحظه پشیمون میشه و این درحالیه که داره خفه میشه... یارو میدوه بیرون و از شدت عجله از روی پلههای آپارتمان پرت میشه پایین و میمیره... و جالب اینکه مرگش به علت ضربه مغزی اعلام شد نه خفگی نکته مهم دیگه اینه که مدت خود کشی نباید زیاد طولانی باشه مثلا فرض کنید در نوع رگ زدن خیلی طول میکشه تا خون تموم بشه و تازه آلودگی خون روی زمین و لباساتون رو هم در نظر بگیرید یا استفاده از گاز شهری امکان داره باعث بشه نه تنها خودتون بمیرید بلکه خونه و بقیه رو هم بفرستید روی هوا پس عاقلانه تر رفتار کنید تا حالا به چند نتیجه مهم رسیدیم که سعی کنید در خودکشی حتما این نکات را مدنظر قرار دهید زمان خودکشی رو درست انتخاب کنید. (بهترین موقع بعد از ظهر ساعت شش حالا جدید ترین و راحت ترین روشهای خودکشی «استفاده از جوراب»
« سوء استفاده از موش» |
لطفا پس از شنیدن صدای بوق ..و پیام های زیر ..پیغام بگذارید
پیغام گیر حافظ :
رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور!
تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور!
بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام
زآن زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور !
پیغام گیر سعدی:
از آوای دل انگیز تو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم
به پیغام تو خواهم گفت پاسخ
فلک را گر فرصتی دادی به دستم
پیغام گیر فردوسی :
نمی باشم امروز اندر سرای
که رسم ادب را بیارم به جای
به پیغامت ای دوست گویم جواب
چو فردا بر آید بلند آفتاب
پیغام گیر خیام:
این چرخ فلک عمر مرا داد به باد
ممنون توام که کرده ای از من یاد
رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش
آیم چو به خانه پاسخت خواهم داد!
پیغام گیر منوچهری :
از شرم به رنگ باده باشد رویم
در خانه نباشم که سلامی گویم
بگذاری اگر پیغام پاسخ دهمت
زان پیش که همچو برف گردد رویم!
پیغام گیر مولانا :
بهر سماع از خانه ام رفتم برون.. رقصان شوم!
شوری برانگیزم به پا.. خندان شوم شادان شوم!
برگو به من پیغام خود..هم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ دهم..جان تو را قربان شوم!
پیغام گیر بابا طاهر:
تلیفون کرده ای جانم فدایت!
الهی مو به قوربون صدایت!
چو از صحرا بیایم نازنینم
فرستم پاسخی از دل برایت!
وپیغام گیر نیما :
چون صداهایی که می آید
شباهنگام از جنگل
از شغالی دور
گر شنیدی بوق
بر زبان آر آن سخن هایی که خواهی بشنوم
در فضایی عاری از تزویر
ندایت چون انعکاس صبح آزا کوه
پاسخی گیرد ز من از دره های یوش
پیغام گیر شاملو :
بر آبگینه ای از جیوه ء سکوت
سنگواره ای از دستان آدمی
تا آتشی و چرخی که آفرید
تا کلید واژه ای از دور شنوا
در آن با من سخن بگو
که با همان جوابی گویمت
آنگاه که توانستن سرودی است
پیغام گیر سایه :
ای صدا و سخن توست سرآغاز جهان
دل سپردن به پیامت چاره ساز انسان
گر مرا فرصت گفتی و شنودی باشد
به حقیقت با تو همراز شوم بی نیاز کتمان
پیغام گیر فروغ :
نیستم.. نیستم..
اما می آیم.. می آیم ..می آیم
با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار
می آیم.. می آیم ..می آیم
و آستانه پر از عشق می شود
و من در آستانه به آنها که پیغام گذاشته اند
سلامی دوباره خواهم داد
پرسيدم عشق چيست؟ گفت: آتشي است. گفتم مگر آن
را دیده ای؟ گفت نه در ان سوخته ام
***************
قلب آدم مثل جزیره دور افتاده است اینکه کسی واسه
اولین بار پا به این جزیره می گذاره مهم نیست مهم اون
کسی که در جزیره می مونه و نمیره
***************
يکي از بهترين ها مي گويد:
اگر کسي واقعاً يکي را دوست داشته باشد،
بيشتر از اينکه بهت بگه دوست دارم ميگه مواظب خودت باش،
پس مواظب خودت باش.
***************
من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو.
به دو چيز اعتقاد دارم يكي خدا و ديگري تو
من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو و ديگري خوشبختي تو
من اين دنيا را براي دو چيز ميخواهم يكي تو و ديگري براي با تو موندن
***************
هر انسان لبخندی از خداست
تبریک به تو که زیباترین لبخندی
***************
بهترين لحظه زمانيست که فکر ميکنی فراموشت کردم امّا
ناگهان اس ام اسي از طرفه من ميرسه که ميگه:
ميميرم برات
***************
کيسه ي کوچک چاي تمام عمر دلباخته ي ليوان شد.
ولي هر بار که حرف دلش را مي زد صدايش توي اب جوش مي سوخت .
کيسه ي کوچک چاي با يک تکه نخ رفت ته ليوان.
حرف دلش را اهسته گفت ...
ليوان سرخ شد
***************
زندگی را نمی توان تحمل کرد، مگر آن که اندکی دیوانگی چاشنی آن کرد.
***************
کاش می دونستی دل تخته سیاه نیست
وقتی که می آیی اسمت رو روی اون بنویسی و هر
وقت دلت خواست بری اسمت رو از روش پاک کنی
***************
سخته یکی بهت بگه ستاره شوبچینمت
یکم که گذشت بگه:
دیگه نیا ببینمت.
***************
رو تو يه حساب ديگه ميکردم ناراحت نشو ولی
تازه ميفهمم مردم راست ميگن
تو آدمه دو رويي هستی:
*يه روت ماه* يه روت گل
يکی از يکی قشنگتر.!!
***************
شما طبقه قانون 28 ماده 5 قوانين دوستی
به حبس ابد در قلب من محکوم هستيد
آيا اعتراضی داريد؟
***************
یارو ميره توالت با دهن خوني مياد بيرون.
ميگن: چي شده؟
ميگه: مسواكش خيلي بزرگ بود.
***************
به یه آدمی توپ فوتبال نشون ميدن ميگن: چيه؟
ميگه: شطرنج گردالي.
***************
يه روز يه آدمی شكر مي خره براي اينكه مورچه نخوره روش مي نويسه نمك.
***************
امیدوارم که پله های رفیع موفقیت رایکی یکی تی بکشی
***************
سعی کن تو زندگی اميدوار باشی،
هيچ وقت حسرت چيزايي رو که نداری نخور،
مثله زيبايي،
تيپ خوب،
کلاس بالا و...
حالا مگه من که دارم چيکار کردم!!
***************
خدايا! به من رفيقی بده که با من گريه کند. دوستی که با من بخندد را خودم پيدا خواهم کرد !
***************
خوش بين کسي است که جدولش را با خودنويس حل ميکند
***************
آدم به 6 دليل شانس آورد(اونم چه شانسي ) چون حوا نميتونست اينارو بهش بگه: 1-من آدمت كردم 2_برو از شوهراي مردم ياد بگير 3_ديشب كجا بودي؟ 4_چرا پولاتو مي دي مادرت؟ 5-چرا به اون زنه نگاه كردي؟ 6-مي دوني من چند تا خواستگار داشتم؟
***************
اگه يه روز فكر كردي كه يه نفر هر جا مي ري دنبالته و هر مشكلي واست پيش مياد واسش مهمه و ميخواد بهت كمك كنه مطمئن باش كه اون من نيستم
***************
نگاه کن به پشتت ببین دم داری؟
::
::
::
::
::
::
::
::
::
نداری؟ پس خودشی چون خر ما از کرگی دم نداشت
***************
زنگ در خونه تم ..هر کی تو رو بخواد اول باید منو بزنه.
بعد از يك هفته تلاش اخر سايت جديدم رو راه اندازي كردم ولي فعاليتم رو در وبلاگ وسايت انجام مي
دهم خوشحال ميشم بهم سر بزنيد
و با نظرات خوبتون هم از ما حمايت وهم ما را در بهبود كارها ياري مي كنيد
بی تقلب؟ هرگز!
حتی اگر شما را از همرزمانتان جدا کنند

ادامه در ادامه مطلب![]()
ادامه مطلب...
۲- پشت چراغ قرمز راننده جلویی اگه دختر بود قبل از سبزشدن چراغ دستتون رو بذارید رو بوق
۳- توی اتوبان جلوی ماشین یه دختر خانوم با سرعت 50 کیلومتر حرکت کنید
۴- توی جمع دخترای فامیل وقتی همشون دارن یه سریال می ببینن هی کانال تلویزیون رو عوض کنید
۵- توی یه رستوران که چند تا دختر هم نشستن سوپ رو با صدای بلند هورت بکشید و نوش جان کنید
۶- توی یه بوتیک که فروشندش دختره وادارش کنید شونصد رنگ لباس رو براتون باز کنه و در آخر بگید میرید یه دور بزنید برگردید!
۷- توی جشن تولد یکی از دخترا تا اومد شمع ها را فوت کنه بادکنک بترکونید
۸- اگه یه دختر یه جا یه جک تعریف کرد شروع نشده بگید شنیدید
۹- سوتی های لغوی و کلامی و دیکته ای و ادبی و.. دخترا رو درگوشی بگید بخندید
۱۰- توی جمع دانشجویی و رسمی هنگام عکس گرفتن واسه دخترا شاخ بذارید
۱۱- عید نوروز تمام پسته ها و فندق های سر بسته را بذاریید توی ظرف دختر مورد نظرتون
۱۲- روزهای بارونی تا یه دختر دیدید و یه چاله پر آب و شما با ماشین بودید یه لحظه درنگ نکنید
۱۳- اگه کلاس موسیقی می روید قبل از اجرای دختر خانوم مورد نظر پیچ های کوک گیتارش رو به چند جهت بچرخونید
۱۴- تو دانشگاه از دختر مورد نظر یه جزو 1000 صفحه ای بگیرید و بعد از اینکه تمام صفحاتش رو جا به جا کردید بهش بگید صفحه مورد نظرتونو پیدا نکردید!!
۱۵- همواره از زیبای ها و تناسب اندام مادربزرگ خدابیامرزتون(!) در مقابل دختر چاق مورد نظرتون بگید
۱۶- به دختری که دماغش رو تازه عمل کرده بگید دکترش بد بوده و دماغش کوفته شده
۱۷- شیشه نوشابه دختر مورد نظر رو حسابی تکون بدید و بذارید خودش درش رو باز کنه
۱۸- زمستون وقتی همه جا یخ زده با دیدن زمین خوردن یه دختر با صدای بلند بزنید زیر خنده
۱۹- از یه دختر ساعت بپرسید بعد از جواب دادن به ساعتتون نگاه کنید و بگین ساعتش عقبه
۲۰- توی ساندویچی موقعی که چند تا دختر نشستن طوری که اونا هم بشنوند از حال بهم خوردن چند روز پیشتون تعریف کنید
۲۱- توی یه جمع که چند تا دختر نشستن در گوشی صحبت کنید و بلند بلند بخندید
۲۲- تويخیابون به يه قسمت از لباس يه دختر خيره بشيد و بزنيد زير خنده (نمي دونيد چه حالي مي شه)
23- هر دختری از جمله باشخصیتش ازتون پرسید ساعت چنده یه کاغذ یه متری دربیارید شماره موبایلتونو بنویسید بگید سر ساعت 9 زنگ بزنه
24-جلو یکی از دوست دخترهاتون مدام از قشنگی های اونیکی بگید
25- با دوست دخترتون برید کنار دریا پرتش کنید تو آب بگید سورپریز تولدت بود.
متولد: 17 ارديبهشت 1364
دانشجوی رشته مترجمی
غذای مورد علاقه: ماهی
رنگ مورد علاقه: مشکی
سروش، چنانکه خود می گويد و در ترانه هايش نيز بدان تاکيد می ورزد، شش سال پيش کار آهنگسازی (يا آنگونه که بين اهالی زير زمين باب است، “کار ساختن بيت”) و خواندن ترانه به سبک رپ را آغاز کرد و سر انجام سال گذشته توانست منسجم ترين آلبوم رپ فارسی را با نام ” جنگل آسفالت” تهيه و آماده انتشار کند. آلبومی که خود، آن را “نخستين” آلبوم رپ فارسی می داند.
“جنگل آسفالت” با تلفيق سبک رپ و نوای موسيقی سنتی ايرانی و نيز استفاده از سازهای سنتی ايران زمين همچون عود، تنبک، نی، دف و قانون، به راستی برازنده عنوان “رپ فارسی” است.
برای اين، نخستين “س” هفت سين زير زمينيمان ، به شادباش (و بين خودمان بماند برای سنجيدن ميزان وابستگی اش به نوروز ايرانی و سنت های باسستانی مان) ماهی قرمز هفت سين بردم که نپسنديد: “ماهی زيادی لطيفه بابا! همه به من ميگن زبری! اين ماهی خيلی سوسوليه! نميشد يه چيز ديگه واسم مياوردين؟”
در حالی که با دلخوری به تنگ ماهی نگاه می کند در پاسخ به اين سوالم که ” اگر از ماهی خوشت نميايد ، کدام جزء هفت سين را دوست داری؟” می گويد: “من ماهی رو دوست دارم بخورم نه که بگيرم دستم باهاش عکس بگيرم! من بيشتر از سبزه خوشم مياد. اصولا از چمن خوشم مياد که برويم بنشينيم روش و حال کنيم” و بعد از من می خواهد تا تنگ ماهی را از او بگيرم .
هيچکس در ادامه گفتگو با ما می گويد که سال 1385 سال پرکاری برايش بوده چرا که بعد از مدتها تلاش سرانجام در تابستان آلبوم ‘جنگل آسفالت’ را حاضر و آماده پخش کرده است.
به گفته او ابتدا قرار بوده که آلبوم را يک شرکت پخش موسيقی بخرد اما چون آهنگ های آلبوم به “سرقت” رفت و در اينترنت پخش شد، کار فروش آلبوم به نتيجه نرسيد.
سروش در پاسخ به سوالم درباره مفهوم “جنگل آسفالت” و دليل نام گذاری آلبومش با اين عبارت می گويد: “از نظر من ‘شهر’ هم جنگل آسفالت است و آلبوم ‘جنگل آسفالت’ انعکاسی است از مشکلات اجتماعی و زندگی شهری و اعتراض به آن.”
سروش - هيچکس که در طول گفتگويمان مدام دستم می اندازد، “راه اندازی تشکل رپ فارسی” با عنوان ” صامت” را از جمله اهداف خود در سال جديد بيان می کند و اين کار را ” لازمه بقا و پيشرفت رپ فارسی” می داند.
از جمله می گويد: “می دونی چيه، به نظرم با بالا آمدن ‘صامت’ اصلا اوضاع عوض خواهد شد و به قولی ‘می ترکونيم’.”
او از بيان جزييات بيشتر درباره “صامت” و زمينه فعاليت آن خودداری می کند ولی با شيطنت و خنده های خاص خودش می گويد: “اميدوارم امسال فازش رو بگيريم.”



