اموزش نکته به نکته کنترل پنل يا همون اديتور وبلاگ (براي مبتديان
خوب .... اين اموزش رو بايد زودتر از اينها اماده ميکردم
ممکنه عده ای انگشت شمار استفاده از اين اديتور را بدرستی ياد نگرفته باشند.
اين نمايی از کنترل پنل سايت بلاگ اسکای هست که دوستان عزيز بايد نوشته های خود را توسط اين اديتور ويرايش کنند :
اگر بر روی اين شکل در کنترل پنل کليک کرده يک خط به زير نوشته های شما ميايد مانند اين خط.
بوسليه اين تصوير زنجير مانند ميتوانيد در بين نوشته های خود به قسمتی از نوشته های خود لينک دهيد يا اينکه با نوشتن سايت در کادری که توسط اين فرمان باز ميشود به لينک سايتی را در نوشته ود قرار دهيد بدين ترتييب که امکان کليک کدرن بر روی اين ميسر ميشود.
برای اينکه به قسمتی از نوشته مود لينک دهيد بدين صورت عمل کنيد :
ابتدا قسمتی از نوشته را که ميخواهيد به ساتی پيوند دهيد را انتخاب کرده و سپس بر روی شکل زنجير مانند کليک کرده و ادرس مورد نظر خود را در قسمت url نوشته .
سفر به اعماق اينترنت
با کليک بر روی اين شکل که بصورت يک کوه ميباشد ميتوانيد عکسی را در بين نوشته های خود قرار دهيد بدين صورت که در کادر باز شده ادرس دقيق عکس مورد نظر خود را نوشته.
برای بدست اوردن ادرس عکس در سايت ها ديگر بدين صورت عمل کنيد :
بر روی عکس مورد نظر راست کليک کرده و از منوی باز شده گزينه properties را انتخاب کرده و در کادر باز شده ادرس عکس را کپی کرده و طبق اموزش های بالا عمل کنيد.
بوسله اين هم ميونيد يک جدول توليد کنيد سايد براتون مفيد باشه بدين صورت :
جدول شماره۱
جدول شماره
خوب اين که هه برای ورود شکلک های مختلف به متن ميباشد
با استفاده از اين قسمت ميتوانيد صفحه کليد را به دو زبان فارسی و انگليسی تغيير دهيد.
با استفاده از اين قسمت ميتوانيد صفحه اديتور را بزرگ تر نماييد.
با استفاده از اين قسمت هم توصيحاتی در مورد اين ايديتور بدست مياوريد.
حالت های متن :
متن بوصرت تو پر
متن بصورت کج
متن بصورت زير خط دار
کشيدن خطی بر روی تمامی نوشته ها
در حالت متن به اين صورت نوشته ميشودبه اين صورت به درد چنين مواقعی ميخوره ۲۲ + ۵۳
و در اين حالت به اين صورت به درد چنين مواقعی ميخوره ۵۵+۶۳
قسمت های فونت و اندازه فونت نيز در صفحه موجود ميباشند.
تراز بندی متن :
کليه متن ها به سمت راست کشيده ميشوند.
کليه متن ها به سمت وسط صفحه کشيده ميشوند.
کليه متن ها به سمت چپ کشيده ميشوند.
رنگ :
با استفاده از اين قسمت ميتوانيد رنگ نوشته خود را تعيين کنيد.
با استفاده از اين سطل رنگ پاش ميتوانيد رو روی نوشته ها خود رنگ بپاشيد
اميدوارم از اموزش راضی بوده باشيد .. هدف ما کمک به شما و جلب رضايت شماست ..
بقیش در ادامه مطالب
- چگونگی قرار دادن عکس در پس زمینه وبلاگ
- آموزش(1)
Room Freez & BigKillerV5.1
- آموزش(2)
YTunnel & MyChat & Big-Killer
- آموزش(3)
ID Maker SBC and BT
- آموزش(4)
افزايش اعتبار کارت اينترنت ISP ها
این موضوعات در ادامه مطالب![]()
ادامه مطلب...
هيچكس يا هيچكس؟(هيچ كس)
خوب مدتي كه سروش هيچكس لشكري كشيده بالا و خودوشو پدر رپ فارسي معرفي كرده؟خوب درست!
حدود20 – 30 نفرم كه شدن خز كنشو با القاب خزي مثل هركس-هيچ كي-ناكس-كركس و…ميخوان برن بالا!
و حالا آخرين و خز تيرين اونها رو بهتون معرفي ميكنم كه برگشته گفته من هيچكسم!!!!!!!!!
هيچكس جديد(سروش سيدي)گفته كه من هيچكس واقعي(سروش لشكري)ام.
خوب سر اين قضيه ما هم حسابي خنديديم!
اول يه سر به وبلاگ خر خيل سيدي(هيچكس قلابي)زدم ديدم چه داستان طولاني سر هم كرده كه ثابت كنه
اون هيچكس واقعي هستش.
گفته گه هيچكس قلابي(سروش سيدي)وهيچكس واقعي(سروش لشكري)قبلا يه گروه بودن!
(بعضيا ميگن راست ميگه)(اگه راست ميگه اين 7 سال كجا بودي؟)
ديگه خيلي گنده گوزي كرده گفته علي كينگ هم منو تاييد كرده!
جامعه رپرين ايران علي كينگ رو چيز خودشون هم حساب نميكن؟تو رو تاييد كرده؟
(مورچه چيه كه كله پاچش باشه)
بگزريم.
نكته ديگه اينكه اين سروش سيدي قلابي يك صداي تخيلي داره كه گوش كنيد سرتون درد ميگيره.
انگار گوسفند علف گير كرده گلوش داره داد ميزنه.
خوب بعضي از اشخواص تازه وارد نا آشنا هم ازش خوششون اومده و خر شدن!
براي رفع اين شك و ترديد هاي احتمالي اگه دقت كرده باشيد سروش لشكري(هيچ كس واقعي)
آخر آهنگ پا برجام ميگه كه يه مرد هيچوقت زمين نميخوره – نميدونم اينو اوون بگن ما انو…
خلاصه الان تو چيز سروش سيدي(هيچكس قلابي)عروسي كه هيچكس واقعي تو اهنگش در باره اون گفته!
اين كه فضا ميتواند بر روي بشر تاثير داشته باشد ديگر موضوعي كاملا عادي و پيش پا افتاده است. خورشيد و تشعشعات خيرهكننده آن سلامتي افراد خاصي را كه نسبت به تغييرات آب و هوايي حساس هستند، به خطر مياندازد. ماه، گذشته از ايجاد جزر و مد، سبب ميشود كه بر روي انسانها تاثيرگذار باشد. خيليها ميگويند يكي از همين روزها ستاره كوچكي زمين را منهدم خواهد كرد ولي خود (زمين) نيز ميتواند بر روي زندگي موجودات زنده و وضعيت انسانها تاثيري اساسي بگذارد:
-1 نوعي تشعشعات عجيب و با فركانس پايين از درون كره زمين متساتع ميشود. اين تشعشعات بر روي هر موجود زندهاي اثري مخرب و زيانآور دارد.
-2 ساختمانهايي كه بر روي بستر خشك شده آبهاي سطح زمين ساخته ميشوند، ممكن است فرو بريزند و به دلايل ناشناختهاي ويران شوند.
-3 يكي از فرضيههاي دانشمندان اين است كه دايناسورها پس از اينكه قطبين زمين جابهجا گشتند، منقرض شدند.
كشف جديد
دانشمندان آزمايشگاه كنترل بصري زمين در سيبري كشف كردند كه بين چندين حادثه و اختلال مشكلزا در حوزه الكترومغناطيسي زمين ارتباط وجود دارد. تمام اين اتفاقات حاصل اشعههايي با فركانس پايين هستند كه از اعماق زمين به سوي سطح آن فرستاده ميشوند. يكي از فرضيههايي كه در اين رابطه ارائه شده است بيان ميدارد اين پديده در نتيجه نيروي جاذبهاي است كه در پوسته زمين وجود دارد. احتمالا بخشي از اين انرژي مكانيكي به اجزاي الكترومغناطيسي تبديل گشته و آزاد ميشود. دانشمندان اطمينان دارند كه اين تشعشعات اسرارآميز بر روي سلامتي انسانها تاثير منفي دارد. به عنوان مثال زماني كه ميزان اين تشعشعات افزايش مييابد تعداد افرادي كه با اورژانس تماس ميگيرند و يا كساني كه در هنگام رانندگي دچار سانحه و تصادف ميشوند، بيشتر ميشود.
جابهجايي قطبها
دانشمندان دريافتهاند كه در حوزه مغناطيسي زمين سوراخهاي بزرگي ايجاد شده است. اين سوراخها را تا حدي ميتوان به فال نيك گرفت زيرا نشان ميدهند كه قطبهاي زمين به مقدار كمي جابهجا ميشوند. در گذشته چندين بار قطبها جابهجا شدهاند. در حقيقت هم اكنون قطب مغناطيسي شمال در حال حركت است و آهسته آهسته به سيبري نزديك ميشود. قطب مغناطيسي جنوب نيز در حال حاضر از قاره قطب جنوب خارج شده و هم اكنون به سمت سواحل غربي استراليا در حركت است.حركتهاي قطبهاي زمين با تجهيزات مدرن و در مركز نظامي و فني آزمايشگاه نيروي زميني كشف شده است. جايگيري مجدد قطبها قبلا در طول تاريخ جغرافيا رخ داده است.اطلاعات حاضر نشان ميدهند كه اين پديده يك بار در طول مدت دوازده هزار و پانصد سال اتفاق افتاده است. دانشمندان فكر ميكنند احتمالا همين اتفاق سبب انقراض نسل دايناسورها و ماموتها شده و قاره آتلانتيس را نابود كرده است. (الكسي ديدنكو) معاون مدير آزمايشگاه (اشميت) كه پيرامون فيزيك زمين تحقيق ميكند معتقد است اگر چنين پديدهاي تحقق يابد، بيشتر موجودات زنده نابود خواهند شد. در اين حالت نيروي حوزه مغناطيسي كاهش مييابد و در نتيجه لايه محافظي كه زمين را در برابر اشعههاي كهكشاني حفاظت ميكند رقيقتر ميشود.
مناطق نفرين شده
بعضي از مناطق روي زمين هميشه تحت عنوان (مناطق نفرين شده) ناميده ميشوند. كساني كه در اين مناطق خاص زندگي ميكنند ممكن است مبتلا به انواع بيماريهاي لاعلاج شوند. دانشمندان در اين وضعيت نيز انگشت روي تشعشعات گذاشته و چنين مكانهايي را (مناطق بيماريزاي زمين) نامگذاري كردهاند.چنين مناطقي هميشه بر روي گسلهاي جغرافيايي قرار دارند و درست بر روي زمينهايي هستند كه زير آنها آبهاي زيرزميني با سطحهاي مختلف به يكديگر پيوند ميخورند. در اين نواحي تغييرات غيرعادي در حوزه مغناطيسي، ارتباط الكتريكي زمين و سطح راديواكتيويته مشاهده شده است. اين تغييرات بر روي اتمسفر و توان الكتريكي آن نيز تاثير ميگذارد.
(اولدريخ يوريزك) تومورشناس اهل جمهوري چك مطالعات وسيعي را به عمل آورده است. طبق تحقيقات وي پنجاه درصد از بيماران مبتلا به سرطان در ساختمانهايي زندگي ميكردهاند كه بر روي زمينهايي بنا شدهاند كه قبلا بستر رودخانه، مسير جريان آبهاي روان و يا مخزنهاي آب زيرزميني بودهاند. در بزرگراهها، مكانهايي كه پيش از اين در زمره نواحي ذكر شده بودهاند، بيشترين آمار تصادفات را به خود اختصاص ميدهند. رانندهاي كه در اين ناحيه از بزرگراه رانندگي ميكند، در يك لحظه دستخوش نوعي استرس ميشود و هورمون (آدرينو تروپيك) خون او به طور ناگهاني بالا ميرود و در نتيجه هوشياري خود را از دست ميدهد. تنها پنج درصد از انسانها آنقدر خوششانس هستند كه نسبت به تاثيرات اين نواحي بيماريزاي زميني اصلا حساس نيستند.
انسان قدرت ندارد
انسانها در برابر اين تواناييهاي عظيم جهان هستي و از جمله زمين هيچ قدرتي از خود ندارند و قادر نيستند بر سلامتي و سرنوشت خود تاثير زيادي بگذارند. هيچكس نميداند چه موقع زلزله رخ خواهد داد و يا شدت آن به چه اندازهاي است ولي شايد بتوان تا حدودي آن را تحت كنترل خود درآورد. (پياتر سلنيكو) كه يك مخترع اوكرايني است به تازگي شيوهاي را ابداع نموده كه به وسيله آن ميتواند زلزله را پيشگويي كند. وسيله كار او بسيار ساده است. اين وسيله تنها يك موش بزرگ (همستر) است كه از دوازده ساعت پيش از شروع زلزله به شدت عرق ميكند.انسان از لحاظ جسماني موجود ضعيفي است، ولي آيا ميتوان اميدوار بود كه درسالهاي آينده بتواند با نيروي تعقل و تفكر خود نتيجه نبردي كه دايناسورها و ماموتها نتوانستند در آن پيروز شوند را به نفع خود رقم بزند؟
در تاريخ انسانها هرازگاهي داستانهايي از افرادي به چشم ميخورد كه بدون برجا ماندن اثري از آنها از صفحه روزگار محو شدهاند. برخي از اين داستانها كه در تاريخ بشر به ثبت رسيده واقعا غيرقابل توضيح است. داستانهايي كه گاه به صورت افسانه درآمدهاند و گاه سينه به سينه و نسل به نسل گشتهاند تا به ما رسيدهاند. ولي همه آنها مجذوبكننده هستند زيرا ما را به اين فكر مياندازند كه آيا واقعا انسان جامد و تزلزلناپذير است؟ اين انسانهاي ناپديد شده به كجا رفتهاند؟ به زماني ديگر؟ به بعدي ديگر از زندگي؟ يا به فضا؟ به برخي از اين گزارشهاي حيرتانگيز توجه كنيد:
در حدفاصل ميان سالهاي 1920 تا 1950 بنينگتون واقع در <ورمونت> آمريكا محل محو كامل چند نفر بود و چندين مورد ناپديد شدن در آن به وقوع پيوست.
_ روز اول دسامبر سال 1949 آقاي <تتفورد> در يك اتوبوس پر از مسافر ناگهان ناپديد شد. آن روز تتفورد داشت از مسافرت خود به <سنتآلبانز> در <ورمونت> به خانهاش در بنينگتون باز ميگشت. تتفورد سربازي بود كه در خوابگاه سربازان در بنينگتون زندگي ميكرد. او آن روز به همراه چهارده مسافر ديگر سوار اتوبوس شد. همه اين مسافران شهادت دادند كه او را در اتوبوس ديدهاند كه تمام مدت روي صندلياش خوابيده بود. اما در كمال تعجب وقتي اتوبوس به مقصد خود رسيد، تتفورد ناپديد شده بود ولي وسايلش همگي سرجاي خود در باربند اتوبوس بود و دفترچه زمانبندي حركت اتوبوسها همانطور گشوده روي صندلي خالي او افتاده بود. تتفورد هرگز به خانه بازنگشت و اثري نيز از او پيدا نشد.
_ روز اول دسامبر سال 1946 دانشآموز هجده سالهاي به نام <پائولا وارن> به هنگام پيادهروي ناپديد شد. در آن روز وارن داشت مسير <لانگ تريل> را به سوي كوهستان <گلاسش بري> پياده ميرفت. يك زن و شوهر ميانسال كه در فاصله صد ياردي او پشت سرش همين مسير را ميپيمودند، او را ميديدند كه خيلي عادي به جلو ميرود. وقتي وارن از يك پيچ صخرهاي گذشت، ديگر او را نديدند ولي زماني كه خودشان از آن پيچ گذشتند، متوجه شدند كه او ناپديد شده است. از آن زمان تاكنون هيچكس خبري از پائولا وارن ندارد.
_ اواسط اكتبر سال < 1950پل چپسون> هشت ساله در داخل يك مزرعه ناپديد شد. مادر پل كه از راه نگهداري حيوانات و دامداري خرج زندگي خود و پسرش را در ميآورد، آخرينبار زماني او را ديد كه با خيال راحت و شاد و سرحال در طويله خوكها بازي ميكرد. او براي سركشي به حيوانات ديگر از آن طويله بيرون رفت و كمي بعد وقتي دوباره به آنجا برگشت پسرش نبود. به همين سادگي. او سراسيمه همهجا را به دنبال پل گشت ولي اثري از او پيدا نكرد. نيروهاي پليس وارد محل شدند و جستجوي وسيعي را آغاز كردند ولي تلاشها بينتيجه ماند.
مرد زمينگير
<اوون پارفيت> پس از يك سكته مغزي شديد كاملا فلج شده بود. در ماه ژوئن سال 1793 در منطقه <شپتون مالت> در كشور انگليس، <پارفيت> طبق معمول هميشه در بعدازظهر گرم ماه ژوئن بيرون خانه خواهرش نشسته بود. اين مرد شصت ساله كه واقعا قادر به حركت كردن نبود با لباس راحتي خانه روي پالتوي تاخوردهاش نشسته بود و به اطراف نگاه ميكرد. آن طرف جاده كارگران مزرعه همسايه كه كار روزانه خود را به پايان رسانده بودند، علفهاي خشك را جمع ميكردند. ساعت هفت بعدازظهر <سوزانا> خواهر <پارفيت> به همراه همسايهاش از خانه بيرون رفت تا به كمك يكديگر پارفيت را به داخل خانه برگردانند زيرا به نظر ميرسيد كه طوفان در پيش است اما او رفته بود. تنها چيزي كه از او برجاي مانده بود همان پالتوي تاخوردهاش بود. تحقيقات و جستجوها براي كشف اين معماي غيرقابل توضيح تا سال 1933 هم ادامه داشت ولي هيچ اثري از او پيدا نشد و هيچ سرنخي از سرنوشت عجيب <اوون پارفيت> كشف نگشت.
ناپديد شدن يك ديپلمات
در سال < 1809بنجامين بتهرست> ديپلمات انگليسي جلوي چشم همراهانش ناپديد شد. در آن روز <بتهرست> پس از انجام يك ماموريت كاري در يك دادگاه اتريشي، در كنار همراهانش به سوي هامبورگ برميگشت. در ميانه راه در مهمانخانهاي در شهر <پرل برگ> توقف كردند تا شام بخورند. پس از اتمام غذا آنها به اتفاق يكديگر به سوي كالسكه خود كه بيرون از مهمانخانه انتظارشان را ميكشيد به راه افتادند. <بتهرست> چند قدم از همراهانش جلوتر بود. آنها بتهرست را ميديدند كه جلويشان به سمت كالسكه قدم برميداشت بعد به قسمت جلوي كالسكه رفت تا اسبها را آزمايش كند و سپس خيلي راحت درست جلوي چشمان آنها ناپديد شد و ديگر هيچ اثري از او به دست نيامد.
تونل زمان
در سال 1975 مردي به نام <جكسون رايت> به همراه همسرش و با اتومبيل شخصي خود از نيوجرسي به سوي <نيويورك سيتي> در حركت بود. در اين مسير آنها مجبور بودند كه از <تونل لينكلن> عبور نمايند. رايت ميگويد اتومبيل را به كنار جاده هدايت كرد تا قبل از ورود به تونل شيشهها را تميز كند تا ديد بهتري داشته باشد. همسرش مارتا پيشنهاد كرد او هم شيشههاي عقب را پاك كند تا زودتر راه بيفتند و سفرشان سريعتر تمام شود. وقتي رايت به عقب برگشت همسرش رفته بود. او نه صداي غيرعادي شنيده بود و نه اتفاق عجيب و غيرعادي رخ داده بود. تحقيقات وسيع پليس نيز ثابت كرد هيچ مدركي دال بر جنايت يا نقشههاي قبلي در در كار نبود. مارتا دايت هنوز پيدا نشده است.
ابر اسرارآميز
در سال 1915 سه سرباز ادعا كردند كه شاهد ناپديد شدن باورنكردني يك گردان كامل ارتش بودهاند. پنجاه سال پس از جنگ <كاليپولي> تركيه در زمان جنگ جهاني اول، سرانجام اين سه سرباز با داستاني عجيب قدم به جلو گذاشتند. اين سربازها كه اعضاي كمپاني نيوزيلند بودند اظهار داشتند آن روز در منطقه سولوابي تركيه در جايي كه كاملا بر گردان انگليسي تسلط داشتهاند و ميتوانستند به راحتي سربازان را ببينند، ايستاده بودند. مه ابر مانند غليظي تا سطح تپه پايين آمده بود ولي سربازان انگليسي بدون ترس و ترديد به حالت رژه به درون مه قدم نهادند ولي ديگر از آن سوي ابر خارج نشدند. بعد از اينكه آخرين سرباز وارد ابر غليظ شد، آن ابر آهسته آهسته بالا رفت و از تپه فاصله گرفت و به بقيه ابرهاي آسمان پيوست. وقتي جنگ تمام شد، دولت انگليس كه فكر ميكرد آن گردان به تسخير ارتش تركيه درآمده است و سربازان آن هماكنون اسير آنها ميباشند، تقاضاي استرداد آنها را كرد ولي تركها تاكيد كردند.
افسانه ديويد لنگ
مردم آمريكايي ميگويند اين افسانه معروف حقيقت دارد و در دسامبر سال 1880 در مزرعهاي در نزديكي <گالاتين> واقع در ايالت تنسي آمريكا و در برابر چشم چندين شاهد به وقوع پيوست. جورج و سارا دو فرزند خانواده <لنگ> در حياط جلوي خانه خود مشغول بازي بودند. <ديويد و اما> والدين بچهها از در جلويي خانه بيرون آمدند. ديويد به درون چمنزار رفت تا به اسبهايش رسيدگي كند. در همان زمان درشكهاي حامل دوست خانوادگيشان قاضي <آگوست پك> به خانه نزديك شد. ديويد برگشت كه دوباره به سوي خانهشان بازگردد كه چشمش به درشكه افتاد و دستي براي دوستش تكان داد.
يكي دو ثانيه بعد ديويد درست در برابر چشمان همسرش، فرزندانش و دوست قاضياش ناپديد شد. <اما> جيغ كشيد و همه به سرعت به سوي محلي كه چند ثانيه قبل ديويد ايستاده بود رفتند زيرا فكر ميكردند بهطور حتم درون چالهاي افتاده است ولي چالهاي در بين نبود. جستجوهاي خانواده، فاميل، دوستان و همسايهها هيچ سودي نداشت. چند ماه پس از اين ناپديد شدن غيرقابل توضيح و باورنكردني، بچههاي ديويد متوجه شدند چمنهاي محلي كه پدرشان در آنجا ناپديد شد، زرد شده است. منطقهاي دايرهاي شكل به قطر حدودا پانزده فوت كه علفهاي آن زرد و پژمرده شده بودند.
استون هنج
سنگهاي ايستاده و اسرارآميز <استون هنج> در انگليس هم در ماه اگوست سال 1971 شاهد ناپديد شدن حيرتانگيزي بودند. در آن زمان <استون هنج> هنوز چندان مورد توجه و علاقه مردم نبود و در آن شب خاص يك گروه از آوازهخوانهاي دورهگرد تصميم گرفتند براي شب يك چادر درست وسط اين سنگهاي ايستاده بزنند و در آن بخوابند. آنها چادر زدند و آتش بزرگي روشن كردند و دور هم نشستند و شروع به سيگار كشيدن و آواز خواندن نمودند. شبنشيني آنها حدود ساعت دو نيمه شب به ناگهان قطع شد زيرا طوفان شديدي كاملا ناگهاني دشت را فراگرفت. رعد و برق ميزد و صاعقه به درختان منطقه و حتي سنگهاي <استون هنج> ميخورد. دو شاهد كه يكي كشاورز و ديگري پليس بودند ميگفتند كه گويي سنگهاي قديم استون هنج روشن شدند و نوري آبي رنگ به شدت به اطراف پاشيده شد. اين نور آنقدر شديد بود كه ما مجبور شديم چشمهايمان را ببنديم. صداي جيغ آن چادرنشينان را ميشنيديم به همين خاطر به سرعت به آن طرف رفتيم زيرا فكر ميكرديم بهطور حتم زخمي شدهاند يا حتي مردهاند ولي در كمال تعجب هيچكس را در آنجا نديديم. تنها چيزي كه در ميانه آن سنگهاي اسرارآميز به چشم ميخورد تكه پارههاي چادر آوازهخوانها و خاكستر آتش آنها بود و از خودشان هيچ اثري ديده نميشد.
دهكدهاي كه ناپديد شد
وقتي كسي ناپديد ميشود فقط يك نفر است ولي وقتي صحبت از يك دهكده باشد چهطور؟ دهكدهاي شامل دو هزار مرد و زن و كودك؟ در روز سي نوامبر سال < 1930جولابل> كه براي جمعآوري پوست حيوانات در جنگل تله كار ميگذاشت با كفشهاي برفي خود به سوي يك دهكده اسكيمويي در سواحل درياچه <آنجيكوني> واقع در شمال كانادا رفت. <لابل> با آن دهكده كاملا آشنا بود و ميدانست آنجا محل زندگي بيش از دو هزار نفر بود كه از راه ماهيگيري زندگي خود را ميگذراندند. ولي وقتي به آنجا رسيد دهكده كاملا متروكه بود. تمام كلبهها و فروشگاههاي آن خالي بودند. بر روي يك آتش خاموش شده قابلمه تاسكباب كاملا سوختهاي ديده ميشد. <لابل> به مسئولان خبر داد و جستجو آغاز شد. جستجويي كه به كشفيات عجيب و غريبي منتهي ميشد. هيچ ردپايي از هيچيك از سكنه آن دهكده به چشم نميخورد كه نشان دهد آنها خود با پاي خود دهكده را ترك كردهاند و تمام سگهاي سورتمه اسكيموها زير تودهاي از برف دفن شده بودند و همگي آنها از گرسنگي مرده بودند. تمام غذاها و آذوقه اسكيموها دست نخورده در كلبههايشان باقي مانده بود آخرين كشف، موضوعي تكاندهنده و مرعوب كننده به نظر ميرسيد. تمام قبرهاي مردگان اسكيموها خالي شده بودند.
نظر![]()
خانه كشيش بارلي
در اين قسمت ميخواهيم همراه با شما توري گردشي به مرموزترين و وحشتناكترين مكانهاي ارواح دنيا داشته باشيم و شما را با معروفترين آنها آشنا سازيم
مردم انگليس اغلب با خانههاي ارواح، عمارتها و قصرهاي تسخير شده آشنايي زيادي دارند ولي در اين كشور (خانه كشيش بارلي) يكي از پرروحترين خانهها است و روايات و داستانهاي بسيار زيادي براي اثبات اين مدعا در دست ميباشد
اين خانه در سال 1863 در كنار كليساي بارلي بنا شد تا جناب كشيش(هنري بول) در آن سكني گزيند. اين بنا سالها محل طغيان روحهاي سركش بوده و اتفاقات عجيبي همچون حركت كردن خودبهخود اشيا، بوهاي عجيب، نقاط سرد در قسمتهاي مختلف خانه، صداي تاخت و تاز اسبها و تجسم اشباح در آن رخ ميداد. حتي بعد از اينكه اين خانه در سال1939 طعمه حريق گشته و ويران شد و عكسهاي بسياري نيز از ويرانههاي آن گرفته شد، باز هم كليساي مجاور آن محل بروز اين اتفاقات شد. كاپيتان دبليو. اچ. گركسون يكي از ساكنان اين خانه مينويسد: بارها او و خانوادهاش روح يك پرستار بچه كه سرگردان به اين طرف و آن طرف ميرفته است را ديدهاند. بعد از اينكه اين پرستار را چند بار در كنار يكي از پنجرههاي خانه ديدند، آن پنجره را با آجر پوشاندند تا ديگر او را نبينند. گركسون در خاطرات خود مينويسد(شايد آن آتشسوزي مصيبتبار تاثيري ناراحت كننده داشته است زيرا در طول آن شب چند نفر گفتند مرا به همراه دو غريبه كه يكي خانمي ملبس به شنلي خاكستري رنگ و ديگري جنتلمن با سر طاس و كت بلند مشكي بودند، ديدهاند. چند تا از وحشتانگيزترين اتفاقات اين خانه كه مو را برتن انسان راست ميكند براي (ماريان)، همسر كشيش(ليونل فويستر) كه از تاريخ 30 اكتبر 1930 به اين خانه نقل مكان نمودند افتاده است. يكي از ارواح اين خانه سعي ميكرد با ماريان ارتباط برقرار نمايد و اين كار را با روش عجيبي انجام ميداد. او بر روي ديوارهاي خانه نامه مينوشت عكسهاي اين نوشتهها هنوز هم در دست است و در مركز مطالعات ماوراءالطبيعه نگهداري ميشوند. يكي از اين عكسهاي شگفتآور آجري را نشان ميدهد كه در هوا شناور است در عكس ديگري چيزي روبان مانند در هوا معلق ميباشد و همچنين هيئتهاي مهآلود اشباح. هنوز هم افراد بسياري ميگويند كه در زمينهاي برجاي مانده از خانه كشيش بارلي روح ديده و از آن عكس گرفتهاند. در جولاي سال 2000 عكسي توسط يكي از گردشگران گرفته شد كه هالهاي كروي و اسرارآميز كه به آن (اورب) ميگويند در آن بهطور واضحي مشخص است.
برج لندن
يكي از معروفترين و ماندگارترين بناهاي تاريخي دنيا برج لندن است كه در عين حال يكي از پرشبحترين ساختمانهاي دنيا نيز قلمداد ميشود بيشك ناشي از تعداد زياد اعدامها، قتلها و شكنجههايي است كه در هزار سال گذشته در پس ديوارهاي اين محل صورت گرفته است. بارها و بارها گزارش شده است كه افراد مختلفي در دور و اطراف برج روح ديدهاند. در يك نيمه شب زمستاني در سال 1957 يكي از نگهبانان از صداي برخورد يك شي به سقف از جا پريد. وقتي براي پيگيري و بررسي از اتاقك بيرون رفت موجودي سفيدرنگ و بيشكل را ديد كه بر روي برج قرار گرفته است. مدتي بعد آنها دريافتند كه (ليدي جينگري) در تاريخ 12 فوريه سال 1554 درهمان محل سر از بدنش جدا شد. شايد سرشناسترين سكنه برج لندن روح (آن بولين) باشد. او يكي از همسران (هنري هشتم) بود كه در سال 1536 در اين برج سرش زير گيوتين گذاشته شد. روح او در مواقع بيشماري ديده شده است گاهي سرش را در دست دارد و بر روي (برج سبز) يا در كليساي سلطنتي برج قدم ميزند. ديگر ارواح اين برج، روح (هنري ششم)، (توماس بكت) و (سر والتر رالي) ميباشند. يكي از مخوفترين داستانهاي برج لندن درباره مرگ(كنتس ساليز بري) ميباشد. اين كنتس در سال 1541 به علت دست داشتن در چند جنايت (كه امروزه اعتقاد بر اين است كه اين زن بيگناه بود) به مرگ محكوم شد. وقتي كه كنتس را به سوي چوبهدار ميبردند او از دست سربازان گريخت و فرار كرد ولي چند لحظه بعد توسط مردي كه تبرش را به سوي وي پرتاب كرد كشته شد. صحنه اعدام كنتس ساليز بري بارها توسط ارواح برج سبز نمايش داده شده و توريستهاي حاضر در برج با چشم خود آن را ديدهاند.
كوئين مري
البته كشتي كويين مري يك خانه نيست ولي درست مثل خيلي از خانههاي قديمي به تسخير ارواح درآمده است. كوئين مري كه زماني يك كشتي اقيانوس پيماي لوكس و مجلل بود، بعد از اينكه روزهاي اقيانوسنوردي خود را پشتسر گذاشت، در سال 1967 توسط فردي از اهالي كاليفرنيا خريداري شده و به يك هتل تبديل شد. پرروحترين نقطه كوئين مري موتورخانه آن است. جايي كه پسرك 17 سالهاي در آن طعمه آتش شد و جان خود را از دست داد. مردم بسياري ميگويند صداي ضربه خوردن به لولهها و درهاي كابينهاي اين كشتي را با گوش خود شنيدهاند. در جايي از كشتي كه درحال حاضر سالن لابي هتل ميباشد بارها بانويي سپيدپوش ديده شده است و اشباح چندين كودك، استخر كشتي را به تسخير خود درآوردهاند. روح دختر كوچولويي كه گفته ميشود گردنش در يك حادثه در استخر شكست هنوز هم مادر و عروسكش را ميخواهد. راهروي رختكن استخر، منطقهاي پر از اتفاقات غير قابل توضيح است. مبلمانها بيدليل از جاي خود حركت ميكنند، مردم احساس ميكنند دستاني نامرئي آنها را لمس مينمايند و روحهاي ناشناسي ظاهر ميشوند. در دماغه كشتي هرازگاهي ميتوان صداي جيغ يك روح را شنيد. جيغي توام با درد كه ميگويند صداي ملواني است كه در زمان تصادف كشتي كشته شد.
ويلي هاوس
(ويلي هاوس) واقع در (سن ديهگو) كاليفرنيا عنوان معروفترين خانه ارواح ايالات متحده را به خود اختصاص داده است. اين عمارت درسال 1875 توسط (توماس ويلي) برروي زميني ساخته شد كه بخشي از آن دريك گورستان قديمي قرار داشت و از همان زمان محل عبور و مرور ارواح بود. نويسندهاي به نام (دوتريسي رگولا) درباره تجاربش در آن خانه مينويسد: (در طول چندين سال وقتي شبها در مهمانخانه مكزيكي شهر در آن سوي خيابان شام ميخوردم، ديگر عادت كرده بودم كه ببينم پنجره طبقه دوم ويلي هاوس گاهگاهي باز ميشود. اين در حالي بود كه هيچكس در آن خانه زندگي نميكرد و درهايش قفل بودند. آخرين باري كه به آن جا رفتم احساس كردم در قسمتهاي مختلفي از آن انرژي خاصي جريان دارد. به خصوص در قسمتي كه زماني محل دادگاه شهر بود. در اين قسمت احساس ميكردم بوي كهنه سيگار در فضا پيچيده است. در راهروي اصلي بوي عطري به مشام ميرسيد كه ابتدا فكر كردم مربوط به خانم راهنماست. ولي وقتي جلوتر رفتم تا با او درباره خانه صحبت كنم متوجه شدم او اصلا بوي عطر نميدهد. ديگر ارواحي كه در آن خانه ديده شدهاند عبارتند از: شبح دختركي كه بهطور اتفاقي درآن خانه حلقآويز و خفه شد، روح (جيم رابينسون يانكي) ، دزدي كه آنقدر مردم او را با چماق زدند كه در راهروي خانه جان داد و اكنون روحش در همان محل ظاهر ميشود و خود را به توريستها مينماياند. دختر مو قرمز ويلي روح بعدي است او آنقدر واقعي به نظر ميرسد كه گاهي با يك بچه زنده اشتباه گرفته ميشود. (سيبل ليك) مديوم مشهور آمريكا ميگويد تاكنون با چندين روح ويلي هاوس ارتباط برقرار كرده است و (هانس هولزر) شكارچي ارواح نيز ويلي هاوس را يكي از مهمترين ساختمانهاي ارواح آمريكا ميداند.
كاخ سفيد
بله، عمارت بزرگ بلوار پنسيلوانيا در واشنگتنديسي نه تنها محل زندگي رييسجمهور فعلي آمريكاست بلكه منزل چندين رييسجمهور فقيد اين كشور ميباشد كه هرازگاهي هوس ميكنند سري به آن جا بزنند. هر چند كه تمامي آنها سالهاست كه مردهاند. ميگويند پرزيدنت هريسون گاهي اوقات اتاق زيرشيرواني كاخ سفيد را جستجو ميكند و معلوم نيست به دنبال چه چيزي ميگردد. پرزيدنت اندرو جكسون اتاق خواب خودش را در كاخ سفيد هنوز هم در تسخير خود دارد و روح (ابيگيل آدامز) همسر يكي از رييسجمهورها يك بار درحالي ديده ميشود كه در هواي يكي از سالنهاي ك
راهکارها:
1- پر حرفی نکنید معمولا افراد پر حرف و پر چونه که دائم دوست دارند خودشان صحبت کنند دیر یا زود وجودشان باعث مزاحمت بقیه شده و شخصیت آنها زیر سوال می رود.
2- یک شنونده خوب باشید شما در حالی که پر حرفی نمی کنید به صحبت دیگران با دقت گوش دهید و هر جا که لازم است بجای گفتن آهان اوهون و حرکت ددن سرتان کلمات تاثیر پذیری چون البته , دقیقا , درسته, و …. را بکار ببرید و گهگاهی راجع به مطالبی که بحث می شود اگر اطلاعات کافی دارید اظهار نظر کنید.
3- سطح اطلاعات عمومی خود را بالا ببرید به طور حتم اگر شما فرد با معلومات و مطلعیباشید می توانید با سخنانتان دیگران را تحت تاثیر قرار دهید و به طور قابل توجهی ابراز احساسات کنید بنابراین با گوش دادن به اخبار و رادیو و تلویزیون مطالعه روزنامه ها مجلات و کتابهای علمی و فرهنگی اطلاعات اقتصادی اجتماعی فرهنگی و خود را بالا ببرید.
4- حتی گاهی شناختن هنرپیشه ها محبوب خواننده ها و آلبوم های جدید موسیقی نیز بحث داغی ایجاد می کند.
نکات مهم:
چنانچه در مورد مسئله اطلاعات کافی ندارید بهتر است در موردش بحث نکنید چرا که با دادن اطلاعات نادرست آبروریزی کرده و دیگر هیچ وقت کسی روی حرفهایتان حساب نمی کند حتی اگر در مورد مطلبی اطلاعات درستی هم بدهید کسی به گفته هایتان گوش نمی دهد.
اگر از هر دری وارد شدید و نتوانستید خودتان را در دل دوستانتان جا کنید حداقل کاری که می توانید انجام دهید این است که خوش اخلاق باشید نکات مثبت دیگران را به زبان بیاورید و با شوخ طبعی و گفتن لطیفه ها و ماجراهای بامزه باعث شادی اطرافیانتان شوید

خوشبختی در درون ماست در مغز و در فکر ماست خوشبختی در اجسام مادی یا تجربیات نیست بلکه در لذت بردن از افکار و احساستمان است این خیلی خوب است زیرا خوشبختی مان دست خودمان است
اگر خوشبختی مان را از دست بدهیم به راحتی می توانیم ان را دوباره بدست آوریم فقط کافی است افکار خوب و مثبت را جایگزین افکار منفی و بد کنیم
هر گاه یک تصویر ناخوشایند در ذهنمان وارد می شود باید ان را بیرون کنیم و با یک تصویر زیبا و خوشایند جای ان را پر کنیم. همه افراد خاطرات خوشی دارند که به انها فکر کنند و همیشه لذتهای کوچکی هستند که در زندگی ما را شاد می کنند
برای خود قوانینی وضع کنید و بر اساس انها عمل نمایید دیگران را دوست بدارید و با انها مهربان باشید.
یک زندگی شاد از یک فکر آرام سرچشمه می گیرد
اصول كلي
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- همواره لباسي را بپوشيد كه كاملا اندازه شما باشد.
2- پوشيدن لباسهاي بزرگ تنها اندام شما را اغـراق آمـيـز تـر جـلوه داده و آنـها را پنهان نميكند.
3- بيشتر سعي كنيد تنها در زماني كه كمر باريكي داريد از كمر بند استفاده كنيد.
4- پارچـه هـاي سـنگين مانـند پـشمـي، بافـتني و چرمي شما را سنگين وزن تر جلوه ميدهند.
5- پارچه هاي سبك وزن مانند كتان، نخي شما را لاغر تر جلوه ميدهند.
6- رنگهاي تيره شما را لاغر تر و كوچك تر ميكنند.
7- رنگهاي روشن شما را بزرگتر و حجيم تر ميكنند.
8- لباسهاي بالا تنه و پايين تنه يكرنگ شما را لاغر تر جلوه ميدهند.
9- لباسهاي بالا تنه و پايين تنه با رنگهاي متفاوت شما را بلند قد تر ميكند.
10- لباسهاي يقه بلند گردن را كوتاه تر ميكند.
11- گردن بند كوتاه نيز گردن را كوتاه تر ميكند.
12- روسـري كـه به سـمت پـايين آويزان شـده باشد، قـد شما را بلند تر جلوه ميدهد.
13- خالكوبي پـيـرامـون گـردن و روي شــانـه هـا سبـب چهار شانه تر شدن شما ميگردد.
14- لـبـاس بـا خطوط افقي شما را چاق تـر و بـا خـطـوط عمودي شما را لاغر تر جلوه ميدهـد.
بـراي لاغر تر و بلند قد تر بنظر رسيدن نكات زير را رعايت كنيد:
1- لباسهاي كاملا اندازه بپوشيد لباسهاي خيلي كوچـك و خيلي بزرگ تنها شما را چاق تر نشان ميدهند.
2- لباسهاي يكدشت يكرنگ بپوشيد. تـرجيـحا يـكرنـگ از سر تا نوك پا.
3- از پـوشيـده لبـاسـهاي با طرح برجسته و پارچـه هـاي زمخت خود داري كنيد.
4- لباسهاي تيره رنگ با پارچه هاي نازك و نرم بپوشيد.
5- شلوار را در ناحيه كمر بالا بياوريد نه پايين تر.
6- كراوات با پهناي متوسط پوشيده و حتما طول آن تا كمر برسد.
7- از پوشيدن لباسهاي با نقش و نگار شلوغ خودداري ورزيد.
8- لباس با طرح راه راه عمودي بپوشيد.
9- از داشتن ملزومات بيش از حد خود داري كنيد.
10- كفش پاشنه بلند به پا كنيد.
براي كوتاه تر و چاق تر بنظر رسيدن نكات زير را رعايت كنيد:
1- لباسهاي با رنگ متفاوت بپوشيد.
2- رنگهاي روشن و پر رنگ بپوشيد.
3- كراوات پهن تر بپوشيد.
4- لباسهاي چند لايه به تن كنيد.
5- كفش بدون پاشنه و ظريف بپوشيد.
6- شلوار تمام قد بپوشيد.
7- از پوشيدن لباسهاي سرتاسر يكرنگ بپرهيزيد.
8- لباس با طرح راه راه عمودي و كراوات باريك نپوشيد.
چگونه ست كنيم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- رنگ جوراب بايد همرنگ و يا تيره تر از شلوار باشد.
2- رنگ كمربند با رنگ كفش بايد يكسان باشد.
3- كـت و شلـوار خــاكستـري و سرمه اي با كفش مشكي، و كـت و شـلـوار قـهـوه اي و زيتوني با كفش قهوه اي ست است.
نكات ست كردن لباس براي زنان…
زنان قد بلند
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- از كمر بند پهن استفاده كنيد.
2- از دامن خيلي كوتاه و خيلي بلند پرهيز كنيد.
3- بهتر اسـت پـيـراهن خـود را داخـل شـلـوار و دامـن تــو بگزاريد تا خط عمودي كمرتان نمايانتر گردد.
4- لباس نقش دار و طرح خطوط افقي بپوشيد.
5- دامن بلند و يا دمپا گشاد بپوشيد.
6- لباسهاي سر تا پا يكرنگ نپوشيد.
7- از گردنبند و گوشواره كوچك استفاده نكنيد.
8- كيف دستي كوچك حمل نكنيد.
9- شلوار راسته بپوشيد.
10- تاپ نپوشيد.
11- كـفش پاشنه بلند نپوشيد و از كفـش انـدكـي لـژ دار استفاده كنيد.
زنان قد كوتاه و ريز نقش
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- لباس با طرح راه راه افقي نپوشيد.
2- از لباس هـاي رنگارنـگ، ملزومات بــزرگ و شلوار دمـپا گشاد و يا پاچه هاي تا شده استفاده كنيد.
3- دامن كوتاه با نقش و نگار بزرگ نپوشيد.
4- لبـاس هـاي يـكرنـگ و شـلوار راســته و لباس تــنـگ و ملزومات كوچك استفاده كنيد.
5- خطوط عمودي و لباسهاي يقه هفت بدن را كشيده تر ميكنند.
6- كفش كمي نوك تيز بپوشيد.
7- كفش پاشنه بلند بپوشيد.
8- از كمر بند باريك استفاده كنيد.
زنان چاق
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- لباسهاي يكدست يكرنگ بپوشيد.
2- از كت و ژاكت بلند با دكمه هاي باز استفاده كنيد.
3- از روسري شالي استفاده كنيد.
4- گردنبند دراز شما را لاغر تر ميكند.
5- كفش پاشنه بلند بپوشيد.
6- لـبـاس يقه هفت و قلبي شكل، گـردن را كشـيـده تـر ميكند.
7- ژاكت بلند بدون اپل بپوشيد.
8- لباسهاي تيره رنگ بپوشيد.
نكات ست كردن لباس براي مردان…
مردان قد بلند
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- لباسهاي يكدست يكرنگ نپوشيد.
2- لباسها و شلوارهاي زيپدار نپوشيد.
3- كـت و شـلوار بـا خـطـوط راه راه بـا خـطـوط عـمــودي و كراوات باريك و ژاكت كه طولش تا روي كمر است نپوشيد.
مردان قد كوتاه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- كفش بوت و ساق بلند نپوشيد آنها شما را قد بلندتر نميكنند.
2- شلوار پاچه كوتاه و يا پاچه تا شده نپوشيد.
3- لباس آستين دار به تن كنيد.
4- از نقش و نگار عمودي راه راه عمودي و شلوار راسته و كراوات باريك استفاده كنيد.
مردان لاغر
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- كراوات باريك و پيراهن و يا تيشرت يقه هفت نپوشيد.
2- لباسهاي براق و با خطوط عمودي و چسبان نپوشيد.
3- كت و شلوار اپل دار بپوشيد.
4- شلوار بگي بپوشيد.
5- پلوور حجيم و يقه اسكي بپوشيد.
مردان چاق
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- ژاكت اپل دار نپوشيد.
2- كراوات زرق و برق دار نزنيد.
3- دكمه پيراهن را تا انتها و بالا نبنديد.
4- ساعت باريك به دست نكنيد.
5- پلوور حجيم و يقه اسكي نپوشيد.
6- بلوز و پيراهن يقه هفت نپوشيد.
7- شلوار تنگ نپوشيد.
8- لباس با خطوط عمودي و كراوات يكرنگ استفاده كنيد.
9- از لباسهاي تيره رنگ استفاده كنيد.
مردان شكم بزرگ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- جليقه و يا هر چيزي كه روي شكم بيافتد و به آن فشار بياورد را نپوشيد.
2- شلوار را روي شكم خود نياوريد.
3- لباسهاي براق و يا روشن نپوشيد.
4- لباسهاي گشاد و تيره رنگ بپوشيد.
5- كراوات پهن بزنيد كه تا خط كمر بلند باشد.
6- ژاكت و شلوار يكرنگ بپوشيد
-در هرم خئوپوس در مصركه 2600 سال قبل از ميلاد ساخته شده است به اندازه اي سنگ بكار رفته كه ميتوان با ان ديواري اجري به ارتفاع 50 cmدر دور دنيا ساخت.
-هر سال از 600/557/31ثانيه تشكيل شده است.
-بزرگترين گل جهان فلوزيا نام دارد .
-بيشترين ضربان قلب راقناريها با1000بار در دقيقه وكمترين را فيل با27 بار در دقيقه دارد.
-اگر تمام رگهاي خوني را در يك خط بگذاريم تقريبا 97000 كيلو متر ميشود.
-سرعت صوت در فولاد 14 بار سريعتر از سرعت ان در هواست.
- وقتي مگس بر روي يك ميله فولادي مينشيند ميله فولادي به اندازه دو ميليونيم ميليمتر خم ميشود.
-نور خورشيد فقط تا عمق 400متري اب دريا نفوذ ميكند.
- امريكا تا 50 ميليون سال ديگر دو نيم خواهد شد.
- عدد 2520 را ميتوان بر اعداد 1 تا10 تقسيم نود بدون انكه خارج قسمت كسري داشته باشد.
- فشار در مركز خورشيد تقريبا700ميليون تن بر452/6سانتي متر مربع است.
- طول عمر مردم سويد و ژاپن از ديگر ملل جهان بيشتر است.
-شيشه در ظاهر جامد به نظر ميرسدولي در واقع مايعي است كه بسيار كند حركت ميكند.
-داغ ترين نقطه كره زمين در دالول اتيوپي است . در اين منطقه در يك روز عادي دماي هوا در سايه به 94 درجه فارنهايت ميرس

در ويندوز XP قابليتي وجود دارد به نام Packet Scheduler که اين موضوع 20% از پهناي باند اينترنت شما را ميگيرد. در صورتي که به اين قابليت نيازي نداريد با طي کردن غيرفعال کردن آن ميتوانيد با آزاد کردن پهناي باند گرفته شده سرعت اينترنت خود را تا حد چشمگيري بالا ببريد یعنی از ۱۰۰ درصد پهنای باند استفاده کنید. در صورتي که از سرعت اينترنت خود ناراضي هستيد از اين ترفند بهره بگيريد.
در ويندوز XP قابليتي وجود دارد به نام Packet Scheduler که اين موضوع 20% از پهناي باند اينترنت شما را ميگيرد. در صورتي که به اين قابليت نيازي نداريد با طي کردن غيرفعال کردن آن ميتوانيد با آزاد کردن پهناي باند گرفته شده سرعت اينترنت خود را تا حد چشمگيري بالا ببريد. در صورتي که از سرعت اينترنت خود ناراضي هستيد از اين ترفند بهره بگيريد.
بدين منظور:
1. Run را از منوي Start اجرا كنيد.
2. در Run عبارت gpedit.msc را تايپ كرده و OK را كليك كنيد.
3. منتظر بمانيد تا Group Policy اجرا شود.
4.
در بخش Local Computer Policy و زير Computer Configuration گزينه
Administrative Templates را گسترش دهيد. ( با كليك بر روي علامت + كار آن
انجام دهيد )
5. در ليست باز شده گزينه Network را نيز گسترش دهيد.
6. حال در اين ليست Qos Packet Scheduler را انتخاب كنيد.
7. به گزينه هايي كه در سمت راست ظاهر مي شوند دقت كنيد.
8 .بر روي Limit reservable bandwidth كليك راست كرده و Properties را كليك كنيد.
9.
پس از اينكه پنجره Limit reservable bandwidth Properties باز شد در برگه
Setting و در زير Limit reservable bandwidth گزينه Enabled را انتخاب
كنيد.
10. مشاهده مي كنيد كه با انتخاب آن در روبروي Bandwidth Limit مقدار پيش فرض آن يعني 20 درصد به نمايش در مي آيد.
11. به جاي عدد 20 مقدار 0 را تايپ كرده و OK را كليك كنيد.
12. حال به Connection كه به وسيله آن به اينترنت وصل مي شويد رفته و بر روي دكمه Properties كليك كنيد.
13. به برگه Networking برويد و دقت كنيد كه Packet Scheduler فعال باشد (تيك كنار آن مشاهده شود).
14. اين پنجره را OK كنيد.
15. كامپيوتر خود را Restart كنيد.
تجربه نشان داده است كه هر كس مطابق ذوق، سليقه و كار خود رفتار ميكند. به عقيده ما در
موقع دعوا و مرافعه هم اين اصل رعايت ميشود. مثال:
يك وكيل مجلس اينطور فحش ميدهد: احمق بيقانون، كودن، بي اعتبارنامه، تو از مصونيت اخلاقي
خود سوء استفاده كردهاي. بدتركيب، بيقيافه كبود. ديگر اعتماد من از تو سلب شد. ديگر دوستي من و
تو وخيم گرديد. مردهشور آن صداي زنگوله مانندت را ببرد. يك جلسه ديگر اگر جلوي چشمم بيايي
استيضاحت ميكنم!
خانم يك افسر اينطور فحاشي ميكند: زنيكه بيانضباط. اي توپ، اي مسلسل، شمشير توي فرق سرت
بخورد، يابوي بي ركاب. پدرسوخته آش كشكي را ببين. آجر نظامي توي سرت بخورد. الهي توي صف
مردهها بري!
يك كارمند اداره ميگويد: خفه شو، پرونده ناقص، دون اشل، الهي اسمت جزو مراسلات فوت شدگان به
آن دنيا ارسال شود، الهي در قبرستان براي هميشه بايگاني شوي، لامذهب، بي دين، مديركل! الهي
زير فشار مقررات قانون ريغت دربياد. الهي از اين دنيا اخراج بشي!
يك درشكهچي: تف برويت، كپي اوغلي. حيوون عليشاه، مگر اينجا طويله است؟ لامروت مثل خيابان
سنگفرش ميماند! والله ميزنمت، آهاي، بپا، خبردار ننه، آبجي، خواهر، آقا ميگيرم سوتت ميكنم كه
دو كورس اونطرفتر بيايي پايين، احمق، زردنبو، رنگش مثل پهن ميماند!
يك خياط: اي بي قواره، بد برش، بي آستر. وقيح پرروئه. به خدا چاك دهنت را ميدوزم. گوشهايت را
قيچي ميكنم. مردهشور صورت آبلهاي سوزن سوزنيت را ببره، در عالم رفاقت صد دفعه ترا پرو كردم اما
باز هم ناصاف از آب درآمدي. خوبه، بسه ديگه، جلوي حرفهايت را درز بگير... باشه، باشه اين بود اجرت.
بيست سانتيمتر دوستي من كه حالا با دو ذرع و سه چارك قد، قلب مرا بشكافي؟!
يك حاحي بازاري محتكر: دهه... چك بيمحل را تماشا كن. سفته سوخت شده را ببين. دلال مظلمه را
بپا! مرديكه، پنجاه و سه پارچه آبادي كه دارم توي سرت بخوره، الهي زير ماشين بيوك بري، خير نديده
بياعتبار. به خدا يك انبار خري! هيچ هم از خريتت كمتر نميشه. تف تما مستاجرينم به ريش پدرت، درد
و بلاي سرقفليهام بخوره توي كاسه سرت. محتكر حماقت و لجاجت! برو حجرهات را تخته كن عمو.
حالت اول : رابطه بین نمره و دانشجو با فعل شدن صرف میشه . مثلا فیزیک ۱۷ شدم.
(آفرین گل پسر درس خون)
حالت دوم: این حالت با فعل دادن صرف میشود . مثلا ریاضی بهم ۸ داد .
( مرتیکه عوضی اصلا راه نمیده.)
حالت سوم : این حالت با فعل گرفتم بیان میشود . مثلا این فیزیک بلاخره یه دونه ۱۰گرفتم .
( دهنم صاف شد .)
در همین راستا چند حالت برای کسب نمره هم وجود داره :
۱ـ روش کسب نمره قبل از امتحان : بچه ها سه بار از کل کتاب ها رو دوره میکنید . بعد سه بار دیگه از
روی اونها مرور میکنید . بعد سه بار از روی اونها رونویسی میکنید. بعد سه بار اونها رو حفظ میکنید . بعد
سه بار اونها رو از بر میکنید . مطمین باشید که نمره خوب میگیرید .
( اگه دیگه نمره خوب نگرفتی انصافا برو ترک تحصیل کن . ملت علاف موندن)
۲ـ روش کسب نمره موقع امتحان : همون قصه همیشگی ابر و باد و مه و خورشید و فلک که دست به
دست هم میدن تا امدادهای غیبی برسه و شما نمره بگیرید . که البته این مبحث بسیار تخصصی بوده و
انواع روش ها و شگردهای بروز این مبحث توسط اساتید مجرب بعدا نوشته خواهد شد.
( مراقب باش گیر نیفتی اخوی )
۳ـ روش کسب نمره بعد از امتحان : این روش مخصوص مخ زن های عزیز میباشد اگه تو این حرفه تبحر
دارید کارتون درسته درسته . برید و یه تیلیت مغز اساسی از مخ استاد و معلم و هر کسی که میتونه
نمره رو بهتون بده درست کنید . اگه زن بود که سعی کنید یه جور ازش راه بگیرید . اگه هم مرد بود سعی
کنید بهش راه بدید.
(دختره نمره ۷ میگیره میره دو ساعت با استاد مذاکره میکنه با ۱۸ میاد بیرون.)
۱-دوچرخه ها حامله نميشن !
۲-شما هر موقع از ماه می تونين با دوچرخه تون سواری کنين !
۳-دوچرخه ها پدر و مادر ندارن !
۴-دوچرخه ها نمی نالند ، مگه اينکه واقعا“ يه مشکلی وجود داشته باشه !
۵-شما می تونين دوچرخه تون رو با دوستاتون شريک بشين !
۶-دوچرخه ها اهميت نميدن که شما سوار چند تا دوچرخه ء ديگه شدين !
۷-موقع سواری ، شما و دوچرخه تون می تونين هر دو در يک زمان به پايان کار برسين !
۸-دوچرخه ها اهميت نميدن که شما به دوچرخه های ديگه زل بزنين !
۹-شما هيچوقت نمی شنوين که : “ مژده ! شما دارين صاحب يه دوچرخه ی کوچيک ميشين “ !
۱۰-اگه دوچرخه تون مشکلی برای سواری پيدا کنه می تونين تعميرش کنين !
۱۱-دوچرخه ها اهميت نميدن که شما مجله ی دوچرخه بخرين !
۱۲-اگه دوچرخه تون شل باشه می تونين سفتش کنين !
۱۳-اگه دوچرخه تون رديف نباشه مجبور نيستين با بحث و گفتگو سياست به خرج بدين !
۱۴-شما به کسی که روی دوچرخه تون کار می کنه احساس حسادت نمی کنين !
۱۵-اگه حرف بدی به دوچرخه تون بزنين مجبور نيستين برای سواری بعدی ، کلی عذرخواهی کنين !
۱۶-شما تا هر موقعی که دلتون می خواد می تونين روی دوچرخه تون سواری کنين، بدون اينکه جراحتی برداره !
۱۷-شما می تونين هر موقعی که می خواين سواری رو متوقف کنين ، بدون اينکه دوچرخه تون ديوونه بشه !
۱۸-دوچرخه ها بهتون توهين نمی کنن اگه سوارکار خوبی نباشين !
۱۹-دوچرخه ی شما نمی خواد با بقيه ی دوچرخه ها بره بيرون !
۲۰-دوچرخه ها اهميتی نميدن اگه شما دير به پايان برسين !
۲۱-شما مجبور نيستين قبل و بعد از سواری برين حمام !
۲۲-اگه دوچرخه تون قشنگ به نظر نمی رسه می تونين رنگش کنين يا قطعاتش رو عوض کنين !
۲۳-شما
می تونين اولين باری که دوچرخه رو می بينين باهاش سواری کنين ، بدون اينکه
مجبور باشين برای شام ببرينش بيرون يا ببرينش سينما يا...!
۲۴-تنها وسيله ی محافظتی که موقع سواری با دوچرخه مجبورين بپوشين ، يه کلاهه !
۲۵-توی مهمونی ها راحت می تونين تعريف کنين که چه سواری خوبی با دوچرخه تون داشتين !
![]()
که فکرش رو بکنید هست بطوری که دانشمندان در تیر برق های تمدن آن را به وضوح مشاهده نمودند .
و سلسله جواتیان دستی در این کار داشت تا آنجا که در تپه های الوات آباد و در غارهای حومه آثار تمدن
و متلک های اولیه یافت میشود.
تبصره :( جیگرت رو بخورم هلو )
۲ـ روش خوابکی : در این روش در صورت مشاهده ضعیفه ایی در کنار خود به تدریج گردن خود را شل
کرده و به طرف وی مایل شوید تا آنجا که کم کم در آغوش وی خوابیده باشید .
تبصره :( انعطاف پذیری گردن نکته کلیدی این روش است.)
۳ـ روش پرتابی : در این روش می باید جسمی را به طرف سوژه پرتاب کنید . بدیهی است دقت در پرتاب
و هدف گیری دقیق از ملزومات کار است.
تبصره :( می توان از بازوکای قابل حمل ساخت چک اسلواکی استفاده کرد در فواصل دور استفاده از
خمپاره انداز ساخت اوکراین توصیه میشود.)
۴ـ روش گشادی : در این روش که باز هم در تاکسی مورد استفاده قرار میگیرد . آنقدر گشاد بشینید که
ضعیفه پرس شود . لمس کردن تمام قسمت ها ضروری است .
تبصره :( برای انجام بهتر این روش صندلی عقب پنج نفر سوار شوند .)
۵ ـ روش خرکی : این روش تنها نیاز به شجاعت . دلیری . بی باکی و امثال الهم دارد . در طول تاریخ تنها
سر سلسله و قطبیان الواتان موفق به چنین امری گشته اند . بدین ترتیب که از در و دیوار و پنجره بالا
رفته و در اختفا و دور از چشم پدر و مادر و برادر از پنجره وارد اتاق مورد نظر شوید.
تبصره :( توصیه میشود بچه محل هایتان را به همراه داشته باشید.)
نظر هم بدین
دختر: سلام. خواهش مي کنم.?asl pls
پسر : تهران/وحيد/۲۶ و شما؟
دختر: تهران/نازنين/۲۲
پسر: اِ اِ اِ چه اسم قشنگي!اسم مادر بزرگ منم نازنينه.
دختر: مرسي!شما مجردين؟
پسر: بله. شما چي؟ازدواج کردين؟
دختر: نه. منم مجردم. راستي تحصيلاتتون چيه؟
پسر: من فوق ليسانس مديريت از دانشگاه MIT اَمِريکا دارم. شما چي؟
دختر : من فارغ التحصيل رشته گرافيک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.
پسر: wow چه عالي!واقعا از آشناييتون خوشحالم.
دختر : مرسي. منم همين طور. راستي شما کجاي تهران هستين؟
پسر: من بچه تجريشم. شما چي؟
دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجاي تجريش مي شينين؟
پسر: خيابون دربند. شما چي؟
دختر : خيابون دربند؟ کجاي خيابون دربند؟
پسر : خيابون دربند. خيابون...... کوچه......پلاک....شما چي؟
دختر: اسم فاميلي شما چيه؟
پسر: من؟ حسيني! چطور؟
دختر: چي؟وحيد تويي؟ خجالت نمي کشي چت مي کني؟تو که گفتي امروز با زنت مي خواي بري قسطاي عقب مونده خونه رو بدي.!مکانيکي رو ول کردي نشستي چت مي کني؟
پسر : اِ عمه ملوک شمائين؟چرا از اول نگفتين؟راستش! راستش!ديشب مي خواستم بهتون بگم امروز با فريده.... آخه مي دونين...........
دختر : راستش چي؟ حالا آدرس خونه منو به آدماي توي چت ميدي؟مي دونم به فريده چي بگم!
پسر: عمه جان ! تو رو خدا نه! به فريده چيزي نگين!اگه بفهمه پوستمو ميکّنه!عوضش منم به عمو فريبرز چيزي نمي گم!
دختر: او و و و م خب! باشه چيزي بهش نميگم.ديگه اسم فريبرزو نياريا!راستي من بايد برم عمو فريبرزت اومد. باي
پسر: باشه عمه ملوک! باي......
خنده آرام بخشی است که عوارض جانبی ندارد!
ز حق توفیق خدمت خواستم دل گفت پنهانی چه توفیقی به از اینکه خلقی را بخندانی
1
2
3
4
5
6
7
8
9
تا صدم كه بشمارى از بوس خبرى نيست.
زن: ميخواهى من از پيشت برم؟
مرد: نه! فكرش را هم نكن.
زن: منو دوست داري؟
مرد: البته!
زن: آيا تا حالا به من خيانت كردي؟
مرد: نه! چرا چنين سوالى ميكني؟
زن: منو مسافرت ميبري؟
مرد: مرتب!
زن: آيا منو ميزني؟
مرد: به هيچ وجه! من از اين آدما نيستم!
زن: ميتونم بهت اعتماد كنم؟
همين متن را اين دفعه از پائين به بالا
بقيش در ادامه ي مطالب
نظر يادتون نره كه خيلي نامرديه
ادامه مطلب...
مثلث برمودا واقعاً یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایرهای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا ۸۰ درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق میگردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمیشود.وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف میکند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو میگذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر میگردد. »این محل فتنهانگیز و تقریبا باور نکردنی اسرار غیر قابل توصیف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن ۶ هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر ۱۹۴۵ کسب کرد. ۵ فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه مثلث ، پرواز میکردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوقالعاده مشکوکی مفقود شدند.
در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شدهاند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کردهاند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کردهاند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربههای قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بودهاند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.
این پیامها رفته رفته ضعیفتر و غیرقابل تشخیصتر شده و یا سریعا قطع شدهاند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شدهاند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شدهاند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایقهای ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کردهاند.در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. "خطری همانند یک خنجر هم اکنون ... به سرعت میآید ... ما نمیتوانیم فرار کنیم ..." در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود.
حادثهای در اثر اختلال زمانی در فرودگاه میامی رخ داد که هرگز توضیحی قابل قبول برای آن وجود نداشته است. این واقعه مربوط به یک هواپیمای مسافربری بود که برای فرود در باند آماده بود و با رادار مرکز کنترل هوایی ردیابی میگردید که ناگهان ده دقیقه از صفحه رادار ناپدید شد و سپس دوباره ظاهر گشت. هواپیما بدون هیچ واقعهای فرود آمد و خلبان و خدمه از آنچه افراد پایگاه میگفتند ابراز تعجب کردند، زیرا تا آنجا که به خدمه مربوط میشد، هیچ اتفاق غیر عادی نیفتاده بود. جالب این که ساعتهای همه آنها حدود ده دقیقه از زمان واقعی عقبتر بود. در حالی که هواپیما درست ۲۰ دقیقه قبل از این واقعه وقت اصلی را کنترل کرده بود و در آن هنگام هیچ اختلاف زمانی وجود داشت.
چندی پیش یك دانشمند ژئوفیزیك ساكن شهر وارونژ روسیه مدعی كشف یك علت طبیعی برای حوادث ناگوار مثلث برمودا شد. ولادیسلاو بوكریف، در این زمینه گفت: ویژگی عجیب مثلث برمودا توسط طبیعت برنامه ریزی شده است. یكی از شعبات جریانات گرم گلف استریم، با گردش در جهت عقربههای ساعت در منطقه دریای سارگاسوف، روی میدهد. این حركت به یادآورنده پرتاب كننده دیسك است كه در آغاز خود میچرخد و تنها در لحظه ای كه بالاترین سرعت زاویه ای را به دست آورد، دیسك را به جلو پرتاب میكند. به نظر وی وجود میكرو و ماكرو گودالهایی در این منطقه، مولد آشفتگیهای جاذبه ای و مغناطیسی میباشد كه در نتیجه آن دستگاهها از كار افتاده و ارگانیزم انسان سنگینی ای را تحمل میكند كه گاهی مرگبار است.

وی میگوید: چون در این منطقه، گردش آب در جهت عقربههای ساعت است، برمودا همانند گرداب، اشیا را به سمت خود میكشد، یعنی بردار جاذبه به سمت عمق دریا و مركز زمین است. برمودا برای وسایط نقلیه هوایی و دریایی تنها در زمان وقوع جزر در دریا خطرناك است. در این فاز، ابتدا گودالهای آبی و پس از آن گودالهای هوایی پدیدار میشوند. این وضعیت همانند فنجانی است كه به طور ناگهانی انتهای آن را باز كنند. آب به سمت شكاف حركت میكند و حركتی گردشی به خود میگیرد و در امتداد خود، جریان هوا را میراند. این دانشمند ژئوفیزیك روسیه میافزاید: با دانستن فاز جریان مد و ویژگی تشكیل جریانات، میتوان روشی را ایجاد كرد كه وقوع حادثه را در این مثلث ناآرام، همچنین در سایر نقاط خطرناك جهان هشدار دهد. برای اطلاعات بیشتر حتما سری به این سایت بزنید.
یک نسخه انجیل دست نویس متعلق به قرون وسطی به نام«مکتوب سیاه» که معمولاً با عنوان«انجیل شیطان» از آن نام برده می شود و معروف است که در قرن 13 میلادی توسط یک راهب بندیکت و با کمک شیطان نوشته شده ، با رایزنی های دیپلماتیک میان جمهوری چک و سوئد، پس از 359 سال به پراگ بازگردانده شد.
به گزارش شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل از آسوشیتد پرس، این نسخه که بزرگ ترین سند متعلق به قرون وسطی در سراسر اروپا شناخته شده است و قیمتی بر آن متصور نیست، در سال 1648 در پایان جنگ سی ساله، توسط سربازان ارتش سوئد از کاخ پراگ ربوده شد و تا کنون در کتابخانه سلطنتی استکهلم نگهداری می شد. در حال حاضر این نسخه قیمتی به صورت امانت در کتابخانه ملی چک نگهداری می شود و تحت حفاظت شدید و به صورت محدود به نمایش عمومی گذاشته شده است.
بر طبق افسانه ها، یک راهب بندیکت قرون وسطی، عهد کرد که در عوض کفاره گناهان خویش، تنها در عرض یک شب نسخه ای از انجیل را مکتوب کند، و زمانی که دریافت قادر به انجام این کار نیست، از شیطان درخواست کمک کرد. پس از شروع نمایش عمومی انجیل شیطان، علاقمندان به نسخه های خطی و نیز علوم غریبه در پراگ، ساعتها به انتظار می ایستند تا بتوانند تنها یک صفحه از تصویرهای این کتاب را که گفته می شود اثر شیطان است، تماشا کنند.
متخصصان نسخه های خطی بر این باورند که انجیل شیطان به دست یکی از راهبان دیر پولادزیس، واقع در 65 مایلی پراگ و در اوایل قرن 13 مکتوب شده، و محتویات آن آموزه های فرقه بندیکت را که شامل بخش های از عهد عتیق و عهد جدید است، در بر می گیرد. همچنین به این انجیل مطالبی از جمله داستان جنگ یهود به روایت ژوزفوس فلاویوس، تاریخ نگار قرن اول میلادی، فهرستی از نام قدیسان و راهنمای محاسبه زمان عید پاک افزوده شده است.
بر خلاف نظر عوام، زمان کتابت این انجیل که 165 پوند وزن دارد، ده تا دوازده سال تخمین زده می شود و از 640 صفحه آن در زمان نگارش، 624 صفحه سالم مانده است.
انجیل شیطان پس از سال ها مذاکره میان جمهوری چک و سوئد، تحت حفاظت شدید و توسط یک هواپیمای ارتشی به پراگ منتقل شد؛ این کتاب که الهام بخش آثار تخیلی فراوانی مانند فیلم«دروازه نهم» از رومن پولانسکی بوده، قبلاً در برلین و نیویورک هم به نمایش گذاشته شده است.
|
آب از دستش نميچكه ! | |
|
آب از سر چشمه گله ! | |
|
آب از آب تكان نميخوره ! | |
|
آب از سرش گذشته ! | |
|
آب پاكي روي دستش ريخت ! | |
|
آب در كوزه و ما تشنه لبان ميگرديم ! | |
|
آب را گل آلود ميكنه كه ماهي بگيره ! | |
|
آب زير پوستش افتاده ! | |
|
آب كه يه جا بمونه، ميگنده . | |
|
آبكش و نگاه كن كه به كفگير ميگه تو سه سوراخ داري ! | |
|
آب كه از سر گذشت، چه يك ذرع چه صد ذرع ـ چه يك ني چه چه صد ني ! | |
|
آب كه سر بالا ميره، قورباغه ابوعطا ميخونه ! | |
|
آب نمي بينه و گرنه شناگر قابليه ! | |
|
آبي از او گرم نميشه ! | |
|
آتش كه گرفت، خشك و تر ميسوزد ! | |
|
آخر شاه منشي، كاه كشي است ! | |
|
آدم با كسي كه علي گفت، عمر نميگه ! | |
|
آدم بد حساب، دوبار ميده ! | |
|
آدم تنبل، عقل چهل وزير داره ! | |
|
آدم خوش معامله، شريك مال مردمه ! | |
|
آدم دست پاچه، كار را دوبار ميكنه ! | |
|
آدم زنده، زندگي ميخواد ! | |
|
آدم گدا، اينهمه ادا ؟! | |
|
آدم گرسنه، خواب نان سنگك مي بينه ! | |
|
آدم ناشي، سرنا را از سر گشادش ميزنه ! | |
|
آرد خودمونو بيختيم، الك مونو آويختيم ! | |
|
آرزو بر جوانان عيب نيست ! | |
|
آستين نو پلو بخور ! | |
|
آسوده كسي كه خر نداره --- از كاه و جوش خبر نداره ! | |
|
آسه برو آسه بيا كه گربه شاخت نزنه ! | |
|
آشپز كه دوتا شد، آش يا شوره يا بي نمك ! | |
|
آش نخورده و دهن سوخته ! | |
|
آفتابه خرج لحيمه ! | |
|
آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هيچي |

ادامه مطلب...
تست هوش
4 تا سوأل هست. باید اونها رو سریع جواب بدی. حق فکر کردن نداری، حالا بزار ببینیم، چقدر باهوش هستی.
آماده ای؟
سوأل اول :
فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
پاسخ:
اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود.
سعی کن تو سوأل دوم گند نزنی.
برای پاسخ به سوأل دوم، باید زمان کمتری را نسبت به سوأل اول فکر کنی.
سوأل دوم:
اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟
..
.
.
.
جواب:
اگر جواب شما این باشه که شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید. بگید ببینم شما چه طور می تونید از نفر آخر سبقت بگیرید؟؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشید، خوب شما نفر آخر هستید و از خودتون می خواهید سبقت بگیرید؟؟؟؟)
شما در این مورد خیلی خوب کار نمی کنید، نه؟
سوأل سوم:
ریاضیات فریبنده!!!
عدد 1000 رو فرض کنید. 40 رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با یک 1000 دیگه جمع کنید. عدد 30 رو به جواب اضافه کنید. با یک هزار دیگه جمع کنید. حالا 20 تا دیگه به حاصل جمع، اضافه کنید. 1000 تای دیگه جمع کنید و نهایتاً 10 تا دیگه به حاصل اضافه کنید. حاصل جمع بالا چنده؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
جواب :
به عدد 5000 رسیدید؟ جواب درست 4100 است.
باور ندارید؟ با ماشین حساب حساب کنید.
مشخصاً روز شما نیست. شاید بتونید
سوأل آخر
پدر ماری، پنج تا دختر داره: 1-Nana 2- Nene 3- Nini 4- Nono.
اسم پنجمی چیه؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
جواب: Nunu؟
نه! البته که نه. اسم دختر پنجم ماری هستش. یک بار دیگه سوأل رو بخونید.
قربون همه.... ايشاالله مسابقه هاي بعدي آسونتر خواهد بود
تو اولي كه آبرو نموند برامون....لول
سعي كنيد هرروز لباسهايتان را آپگريد كنيد
داشتن موبايل شيك و جديد خيلي مهم است
براي موبايلتان چند جلد بخريد تا بتوانيد موبايلتان را به سادگي با لباستان هماهنگ كنيد
مدل مو خيلي مهم است هرچه در اين زمينه هزينه كنيد باز هم كم است
هر روز چند كلمه جديد از ديكشنري استخراج كنيد تا به هنگام نياز به كار بگيريد
اگر با كسي قرار ميگذاريد با نيم ساعت تاخير به سر قرار برويد وا ز خيابانهاي شلوغ گله كنيد
مكالمات تلفني خود را به چند ثانيه خلاصه كنيد. خانومها بيشتر تمرين كنند
در ميهماني چاي را با قند نخوريد بلكه با نوك قاشق كمي شكر ريخته و فقط دو بار به هم بزنيد
و چاي را به يكباره نخوريد بلكه يك كم چاي بخوريد چند كلمه حرف بزنيد كمي چاي كمي حرف و.....
يوگا ورزش با كلاسي است حتما اين ورزش را ياد بگيريد
هنگامي كه كرايه ميدهيد هيچ وقت پول خرد ندهيد حتي المقدور تراول يا بيست هزار ريالي بدهيد
هر روز يك روزنامه به زبان انگليسي خريده و هر كجا ميرويد همراهتان ببريد
به كلاسهاي آموزش موسيقي رفته و هميشه كيف گيتار به دوشتان بياندازيد
هميشه چوب اسكي و چوب گلف را در ماشينتان داشته باشيد
در رستوران يا در ميهماني نصف كباب تان را ميل نكرده و در بشقاب دست نخورده باقي بگذاريد
مادر داماد: ببخشين، كبريت دارين؟
خانواده عروس: كبريت؟! كبريت براي چي؟!
مادر داماد: والا پسرم مي خواست سيگار بكشه...
خانواده عروس: پس داماد سيگاريه...؟!
مادر داماد: سيگاري كه نه... والا مشروب خورده، بعد از مشروب سيگار ميچسبه...
خانواده عروس: پس الكلي هم هست...؟!
مادر داماد: الكلي كه نه... والا قمار بازي كرد، باخت! ما هم مشروب داديم بهش كه يادش بره...
خانواده عروس: پس قمارم بازي ميكنه...؟!
مادر داماد: آره... دوستاش توي زندان بهش ياد دادن...
خانواده عروس: پس زندانم بوده...؟!
مادر داماد: زندان كه نه... والا معتاد بوده، گرفتنش يه كمي بازداشتش كردن...
خانواده عروس: پس معتادم بوده...؟!
مادر داماد: آره... معتاد بود، بعد زنش لوش داد...
خانواده عروس: زنش؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!
نتيجه: هميشه موقع خواستگاري رفتن كبريت همراهتون داشته باشين






